تنها حجره‌ای که چراغش روشن است

در بازار عماره نجف اشرف قبر شیخ خضر شلال قرار دارد.

معروف بود که هر کس برای او فاتحه بخواند یک وعده پلو روزی او می‌شود.

روزی من از آنجا عبور می‌کردم، بدون توجه به مطلب یاد شده، برای او فاتحه خواندم.

اتفاقا شب در مدرسه چیزی نداشتم و گرسنه مشغول مطالعه بودم.

بعد از نیمه شب دیدم کسی در می‌زند، در حجره را باز کردم یکی از محترمین اهل مدرسه بود.

به من گفت امشب استادم آقای شیخ محمد باقر زنجانی را دعوت کرده بودم، برای او غذای خوبی پخته‌ام. اما هر چه منتظر شدم ایشان نیامد. دیگر این وقت از آمدن او مأیوس شدم.

چون دیدم تنها حجره‌ای که چراغ او روشن است، حجره شماست، لذا مزاحم شدم که بیایید و با هم غذا بخوریم.

به اطاق ایشان رفتم پلو خورشت مفصل و خوشمزه‌ای خوردیم.

من ناگهان به یاد فاتحه خواندن برای شیخ خضر شلال افتادم.

«روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه» خاطراتی از عالم ربانی مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی