بسیار بکّاء بود

آقا شیخ عبدالحسین واعظ زاده خراسانی – رحمه الله علیه – می فرمود:

مرحوم حاج شیخ بسیار بکّاء بود.

یک سالی در دهه محرم، در مدرسه قوام نجف اشرف در حجره مرحوم آقا سید محمد علی تبریزی (که حاشیه بر عروه داشت و لکن ایشان مشهور نشد) مجلس روضه خصوصی بود.

در یکی از شبها بنده روضه عطش امام حسین علیه السلام را خواندم.

حاج شیخ آن چنان منقلب شد که مدتی پس تمام شدن روضه مرتب به پیشانی و صورت خود می‌زد و می‌فرمود:

آخر مگر یک نفر در آنجا نبود که رحمش بیاید و قطره آبی به امام حسین علیه السلام و کودک شیرخوارش برساند؟!

این جمله را تکرار می‌کرد و صدایش به گریه بلند می‌شد.

«روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه» خاطراتی از عالم ربانی مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی