گویا امام را می‌بیند!

در ابتدای طلبگی (اواخر سال ۱۳۴۸) به هنگام سحر از منزل راسته نوغان در معیت آقاجان پیاده به طرف حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام می‌رفتیم،

در بین راه نافله شب را می‌خواندیم.

وقتی هم اذان صبح می‌شد در مدرسه میرزا جعفر نماز صبح را به امامت حاج آقای مروارید می‌خواندیم. و پس از آن به حرم مشرف می‌شدیم.

ایشان مقید بود که از پایین پا با آداب خاص مشرف شود. حرم را خیلی طول نمی‌داد،

ولی از نظر کیفیت و حضور قلب به طوری زیارت می‌خواند که گویا آن حضرت را در جلو خود حاضر می‌بیند.

خودش می‌فرمود: امام زنده و مرده ندارد.

تا اواخر عمر معمولا هر روز با اخوی صادق آقا به حرم مشرف می‌شد و در دوران بیماری که نمی توانست به داخل حرم مشرف شود، از داخل ماشین زیارت می‌کرد.

«روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه» خاطراتی از عالم ربانی مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی