بی اعتباری و پوچی دنیا!

روزی با حاج شیخ به مجلسی می ‌رفتیم (كه گویا مربوط به یكی از بستگان ایشان بود) قرار بود در آن مجلس منبر بروم از ایشان سؤال كردم كه چه موضوعی مناسب است در اینجا مطرح شود. فرمود: دنیا نزد این مردم جلوه پیدا كرده‌ است و فكر می كنند كه دنیا اهمیتی دارد! تا […]

کتب ضاله!

حاج آقا دو تا کتاب ضاله به من فروختند یکی تفسیر بیان السعاده (از تفاسیر صوفیه) بود و یکی جوامع الکلم ( نوشته شیخ احمد احسایی) و پولش را هم گرفتند، فرموده بودند که اگر به باقر آقا بدهم شاید به غیر اهل بفروشد.

رؤیت در نماز شب!

بعد از فوت حاج شیخ ذبیح الله یك شب نماز شب می ‌خواندم، ركعت آخر كه رسیدم در دعای دست بودم و برای افراد استغفار می ‌كردم، ناگهان در بیداری دیدم ایشان آمدند بدون عمامه و عبا و قبا، با همان پیراهن سفید وعرقچین، به من فرمودند: تسلیم باش! تسلیم باش! و سپس رفتند. بعد […]

افراد استثنایی!

مرحوم آشیخ ذبیح الله قوچانی از آن خوب خوب‌ها بودند. من چند نفر را در زندگیم که دیدم، اینها چیزهای استثنایی بودند. خدا رحمت کند مرحوم آشیخ مجتبی قزوینی در مشهد و مرحوم آقای فکوری در قم ، یک خصوصیاتی داشتند، یکی هم مرحوم آشیخ ذبیح الله قوچانی بود. یک کسی راجع به آشیخ ذبیح […]

قداست روحی شرط فهم برخی از مطالب! (اصالة الوجود)

صحبت اصالة الوجود و اصالة الماهیه بود، چند تعبیر جالب داشتند: یكی این بود كه این بحث مطرح است كه وجود به نظراصالة الوجودیها معنای واحدی است و بر موجودات مختلف اطلاق می شود. {مثلا}درخت موجود است، آب موجود است و… به یك معنا هم اطلاق می شود و معنای واحد نمی ‌شود كه از […]

آنان که فکر گناه هم نمی کنند!

گاهی می فرمود: اگر انسان باطن گناه و ملكوت آن را متوجه بشود فكر گناه هم نمی كند. {مرحوم حاج سید مرتضی خلخالی می ‌گفت: مرحوم آسید عبدالهادی شیرازی معصیت كه نكرده بماند، فكر معصیت هم به خود راه نداده است. }

الاحادیث تفسر بعضها بعضا!

در رابطه با حدیثی صحبت شد كه آیا این حدیث در مقام مدح جمعی است یا در مقام ذم آنها.؟ ایشان یك انتقالات خیلی لطیف از موارد دیگر احادیث در تبیین آن حدیث فرمودند كه خیلی لطیف است. در حدیثی امام سجاد علیه السلام می فرمایند: سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع عَنِ التَّوْحِيدِ فَقَالَ إِنَّ […]

جذبه معنوی!

جذبه معنوی ایشان به گونه‌ای بود که انسان از نبودن در محضر ایشان، بی‌طاقت می ‌شد. گاهی با آقای موسوی نژاد راه می ‌افتادیم از مشهد به قوچان،{در زمان اقامت ایشان در آن شهر} فقط برای دیدن ایشان و هیچ کاری دیگری نداشتیم. خلاصه اگر كسی یك مقداری لذت معنوی ایشان را درك می ‌كرد […]

دقت در برخورد با نامحرم!

یک روزی همراه ایشان به خانه کسی رفتیم، در زدیم. ایشان بلافاصله حلقه در را گرفتند كه در باز نشود. اول متوجه نشدیم که ایشان چرا این کار را کرد. اما بعد منتقل شدیم كه خیلی از جاها یك خانمی  پشت در می ‌آید و از بی‌دقتی زود در را باز می ‌کند كه كیست […]

قدرت تعقل و تفكر درتمامی حركات و سكنات!

از دقت بالایی در تمام جزئیات وكلیات مسائل و مطالب برخوردار بودند كه باید گفت در تمامِ حركات و سكنات ایشان تعقل و تأمل حاكم بود… در كوچكترین كاری كه در جریانش قرار می گرفتند فكر می ‌كردند و رعایت جوانب را می ‌كردند. و این حالت، حالت بسیار فوق العاده‌ای است كه اگر ملكه […]

دقت کامل در پاسخگویی به سؤالات!

در معاشرت و جوابگویی سؤالات ومسائل مختلف با یك طمأنینه خاصی با مطلب برخورد بكنند. این هم مسأله مهمی  است، نوعا وقتی سوالی از انسان می كنند یك مقداری تسریع در جواب می خواهد داشته باشد. ایشان دقیقا به عكس بودند یعنی یك تأملی كه این تأمل چند تا خاصیت در آن بود: ۱- طرف […]

ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين یعنی چه؟

فاطمیه‌ای بود من در قوچان برای منبر دعوت شده بودم. یادم می ‌آید که در منبر، اول سوره بقره را مطرح کرده بودم:  ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين‏ (البقرة : ۲) بعد این اشکال مشهور را مطرح کرده بودم: متقین که هدایت شده‌اند، این تحصیل حاصل است. جوابهای متعددی گفته شده، از میان […]

خواندن مافی الضمیر!

از این قبیل چیزها(خواندن مافی الضمیر) فراوان بود. از جمله مدتی بود در رابطه با این آیه شریفه:لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا (الأنبياء :۲۲)  فکر می ‌کردم که این چه استدلالی است و با چه برهانی مطابقت می ‌کند و…، یک شبهه این طوری هم به ذهن می ‌آمد که:  لَوْ كانَ فيهِما […]

یک دقیقه هم فاصله نشد!

یادم می ‌آید که مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی -رضوان الله تعالی علیه- چهارشنبه‌ای به من فرمود فردا بیا با شما کار دارم. منزل ما عیدگاه، خیابان تهران بود، منزل حاج شیخ طرف دریا دل بود، برنامه من این بود که وقتی می ‌خواستم منزل حاج شیخ بروم، از طرف صحن نو یک سلامی  به […]

لطف خداست دیگر، عنایاتی می ‌کند!

بسیاری پیش می ‌آمد که مشکلاتی که در ذهن انسان بود، نگفته ایشان مطرح می ‌کردند. این جور قضایا تصادفی نبود و مکرر در مکرر اتفاق می ‌افتاد. به قدری این مسأله تکرار می ‌شد که یک مرتبه به شوخی گفتم که آیا این کرامت شماست یا کرامت بنده، یا هر دو، یا تقدیر الهی؟ […]

یذكركم الله رؤیته !

ایشان از معدود افرادی بودند كه:    يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ‏ مَنْطِقُهُ‏ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُهُ. (الكافي ج‏۱، ص: ۴۰) یعنی به حقیقت اگر كسی یك مقداری با ایشان همنشین بود این طور بود كه يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ ،(دیدن او آدمی را به یاد خدا می اندازد) گرچه حرف نزند و […]

“صرفیین چنین كردند ماهم نیز چنین می كنیم” !

 مواعظی هم كه ایشان داشتند به صورت یك لطیفه ای بیان می کردند. وقتی می خواستند به كسی تذكر بدهند آنها هم در یك قالبهایی لطیف و كم نظیر بود. از باب مثل گاهی می شد كه در یك موردی می خواستند توجه بدهند كه یك كمی  بیشتر فكر بشود، تامل بیشتر در مورد دخول […]

تعلم من ذی علم!

می‌فرمودند: استفاده از روایات اهل بیت تعلم من ذی علم است. كه خود این تعبیر “تعلم من ذی علم” خیلی لطیف است، ما متعبد هستیم به فرمایشاتشان، طبیعی است، وقتی ما آنها را حجت خدا می‌دانیم متعبدیم، ولی به گونه‌ای آنها مطلب را بیان كرده‌اند در اكثر موارد كه انسان می‌بیند مطلب همین طور است.

آخرین مطالب