وادی خم غدیر منطقه ی نور شد!
مرحوم محقق اصفهانی:
باده بده ساقیا ولی ز خم غدیر
چنگ بزن مطربا ولی بیاد امیر
تو نیز ای چرخ پیر بیا ز بالا بزیر
داد مسرت بده ساغر عشرت بگیر
بلبل نطقم چنان قافیه پرداز شد
که زهره در ← ادامه
مرحوم محقق اصفهانی:
باده بده ساقیا ولی ز خم غدیر
چنگ بزن مطربا ولی بیاد امیر
تو نیز ای چرخ پیر بیا ز بالا بزیر
داد مسرت بده ساغر عشرت بگیر
بلبل نطقم چنان قافیه پرداز شد
که زهره در ← ادامه
نبیّ أکرم صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:
اموات در هر جمعه ماه مبارک رمضان می آیند و با صدایی حزین در حالی که گریه می کنند ندا می کنند ای خانواده، ای فرزند، ای فامیل، خدا به شما ← ادامه
مرحوم شیخ ابراهیم مشهور به صاحب الزمانی میگفت؛
روز تولد حضرت علی بن موسیالرضا علیهالسلام قصیدهای در ولادت و مدح آن حضرت گفتم و از خانه بیرون آمدم منزل نائب التولیه رفته و قصیدهام را برای او بخوانم، چون عبورم ← ادامه
در مجلس کسری سه تن از حکما جمع آمدند:
فیلسوف روم و حکیم هند و بزرجمهر.
سخن به اینجا رسید که سختترین چیزها چیست؟
رومی گفت: پیری و سستی با ناداری و تنگدستی.
هندی گفت: تن بیمار با اندوه بسیار.← ادامه
مىدانيم كه «شيخ انصارى» شوشترى بوده است. مردى است كه در علم و تقوا نابغهٔ روزگار است.
هنوز علما و فقها به فهم دقائقِ كلامِ اين مرد افتخار مىكنند.
مى گويند وقتى چيزى از او مىپرسيدند، اگر نمىدانست تعمّد داشت ← ادامه
تا آخر، هیچ یك از شاگردان نتوانست به سؤالی كه معلم عالیقدر طرح كرده بود جواب درستی بدهد. هركس جوابی داد و هیچ كدام مورد پسند واقع نشد.
سؤالی كه رسول اكرم -صلی الله علیه و آله- در میان اصحاب ← ادامه
در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند.
عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را بر کند.
ابلیس به صورت پیری ظاهرالصلاح، بر مسیر ← ادامه
روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه میکند.
شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: «استاد، چه شده که اینگونه اشک میریزید؟ آیا کسی به شما چیزی گفته؟
شیخ ← ادامه
یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور
ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن
وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمن← ادامه
….بعضی از الطاف را که شنیدی، علاوه برآن الطاف، الطاف فرموده است. پاره ای مکانها را مختصّ به خود فرموده، چنانچه که پاره ای زمانها را مختصّ به خود فرموده. با آن که تمام مکانها و زمانها مختصّ به او ← ادامه
رابعه عدویه دختر اسماعیل، کنیه اش ام الخیر و اهل بصره می باشد.
وی نورچشم عرفا و صوفیه است.
می گویند وی نخست کارهای زشت می کرده اما بعد توبه کرده و رو به تصوف آورده است.
عرفا و صوفیه ← ادامه