تا ناسزا نگوید حواسش جمع نمی‌شود!

«استاد ما مرحوم سیّد کاظم عصّار، که نزد او كفايه و فلسفه خواندم، شاگرد شیخ‌الشریعهٔ اصفهانی بود. وی می‌فرمود:

شیخ‌الشریعه در درس به بعضی از اشکالات جواب می‌دادند و به برخی اصلاً اعتنا نمی‌کردند. در درس، شیخی بود که پیش ← ادامه

مرحوم آخوند و مرحوم شریعت اصفهانی!

«آقای آشیخ عبدالکریم خوئینی (نویسندهٔ خودآموز کفایه) شاگرد مشترک مرحوم آخوند و مرحوم آقای شریعت اصفهانی بوده است.

او می‌گفت: آقای آخوند شب‌ها بالای پشت‌بام مسجد طوسی (یا جای دیگر؛ تردید از من است.) درس می‌گفت. صدای مرحوم آخوند هم ← ادامه

 ولایت و برائت!

امام صادق عليه السلام:

ثَلَاثَةٌ لَا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ مَنِ‌ ادَّعَى‌ إِمَامَةً مِنَ‌ اللَّهِ‌ لَيْسَتْ‌ لَهُ‌ وَ مَنْ جَحَدَ إِمَاماً مِنَ اللَّهِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُمَا فِي الْإِسْلَامِ نَصِيباً

خدا ← ادامه

بیزاری از دشمنان اهلبیت!

امام جعفر صادق عليه السلام:

کَذَبَ مَنْ زَعَمَ أنَّهُ یُحِبُّنا وَ لَمْ یَتَبَرَّء مِنْ أَعْدائِنا

دروغ می گوید کسی که گمان میبرد از دوستداران ماست ولی از دشمنان ما بیزاری نمی جوید.

بحارالانوار ج٢٧، ص۵٧

 

تحقیر، ممنوع!

مرحوم حاج سیّد مهدی قوام را برای سخنرانی به مدّت ده شب به خانه‌ای در محلّ سكونت ما دعوت کرده بودند. برای قبل از منبر ایشان هم روحانی عربی که دندان‌ساز بود و منبرش خیلی جذّابیت نداشت دعوت شده بود. ← ادامه

ساده زیستی مرحوم سیّد مهدی قوام!

مرحوم سیّد مهدی قوام علی‌رغم سواد بالایی که داشت، عمامه‌ای بسیار معمولی داشت. قبا هم نمی‌پوشید؛ لباسی پالتو مانند که هفت، هشت دکمه داشت می‌پوشید. …

از سر بازار که از ماشین پیاده می‌شد و از پلّه‌های نوروزخان پایین می‌آمد ← ادامه

گویا سحری نیست شب تیره‌ی ما را!

درماندگی خود به که گوییم خدا را

سلطان ندهد گوش به فریاد گدا را

گویند که هر تیره‌شبی را سحری هست

گویا سحری نیست شب تیره‌ی ما را

گل در قدمت باد صبا ریزد و ترسم

کز برگ گل آسیب

ادامه

دفاع غزالی از یزید!

ابو حامد محمد بن محمد غزالی، از بزرگان شناخته شده­ ی تصوف، در سال ۴۵۰ هجری در طابران طوس به دنیا آمد. وی تحت تأثیر شدید عقاید اشعری بوده و این عقاید را در مسائل عرفانی خویش نیز وارد می ← ادامه

مذهب غزالی؟!

«غزالی» نه تنها شیعه نیست، بلکه از غلاتِ اهلِ تسنّن است و انتسابِ کتاب «سرّ العالمین» نیز به او درست نیست. نویسندهٔ کتاب «سرّ العالمین» ابوحامد غزالی نیست، بلکه غزالیِ دیگری است.
جلال‌الدین همایی که کتابی در شرح حالِ غزالی ← ادامه

از كوى تو عازم به سوى شام خرابم!

 بابا بنگر سوز دل و چشم پر آبم    از كوى تو عازم به سوى شام خرابم

 نگذشته زمانى كه ز قتل تو ببستند    اين قوم جفا پيشه به زنجير و طنابم
اين يك زندم كعب نى آن سيلى بيداد     فرياد

ادامه

بابا بنگر به درِ سوخته خانه زهرا!

بابا ! بنگر جانب کاشانه زهرا

بنگر به درِ سوخته خانه زهرا

ماندم به میان در و دیوار ز کینه
تا محسن من سقط شد، ای ماه مدینه

تنها نه میان در و دیوار بماندم
کز صدمه در، خون دل

ادامه
Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا