نحوه خلقت ذوات مقدسه!

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم

حضرت آيةاللَّه العظمى آقاى سيد محمّد هادى ميلانى – مدّ ظلّه –

س 1 – بنابر روايات وارده، خلقتِ ذوات مقدّسه محمّد و آل محمّد عليهم السلام از نور است: «اوّل ما خلق اللَّه نورى» اگر چه به لحاظ جنس به صورت ظاهر، بشرند «إنّما أنا بَشَرٌ مِثلُكُم.» آيا نوعيّتشان از عموم انسانها و بشر جداست؟

س 2 – فرق بين معصومين عليهم السلام و ساير مردم چيست؟

س 3 – مسلّم است علم حضرات معصومين عليهم السلام خدادادى است، آيا علم غيب هم دارند؟ و از ما كان و ما يكون خبر دارند؟

س 4 – آيا انبيا و ائمّه معصومين عليهم السلام از بَدو خلقت در هيچ مشكلى نماندند به طورى كه نتوانند جواب دهند؟

س 5 – آيا ائمّه هدى عليهم السلام سهو و نسيان و خطا دارند يا خير؟

س 6 – آيا معصومين عليهم السلام هر وقت بخواهند مى توانند معجزه نمايند؟ و نسبت معجزه به آنان درست و حقيقى است يا نه؟

س 7 – از خاندان محمّد و آل محمّد عليهم السلام حوايج را بدون واسطه مى توان مسئلت نمود؟ و آنان قدرت بر مشكل گشايى دارند؟

س 8 – آيا حضرات معصومين عليهم السلام در علومشان احتياج به غير حتّى ملائكه ندارند؟ و آيا ملائكه از آنان اكتسابِ علوم مى كنند؟

س 9 – آيا معصومين عليهم السلام به اذن و قدرت الهى به مخلوقين حيات و رزق مى بخشند؟

س 10 – آيا ائمّه طاهرين بر تمام كاينات حاضر و ناظر و شهيد و شاهدند؟

س 11 – آيا هيچ گاه از معصومين عليهم السلام عصمت جدا نمى شود؟

س 12 – آيا در وقت مرگ مؤمنين، حضرت اميرعليه السلام به بالين آنان حاضر مى شوند؟ حتّى اگر چندين نفر در آنِ واحد جان دهند؟

باسمه تعالى شأنه

ج 1 – بر حسب احاديث مستفيضه، بلكه متواتره از رسول اكرم صلى الله عليه وآله و ائمّه هدى – عليهم صلوات اللَّه – خلقت آن ذوات مقدّسه، قبل از جميع مخلوقات ديگر بوده [است]، و نيز در بعضى [از] آن احاديث، تعبير شده كه ارواح آن ذوات مقدّسه از نور جلال (اللَّه) تعالى خلقت شده و در بعضى [از] آنها تعبير شده كه از نور عظمت (اللَّه) تعالى خلقت يافته و در بعضى ديگر تعبير شده كه از نور (اللَّه) خلقت شده است.

و مراد از نور به طور قطع، اين نور محسوس ظاهرى نيست؛ چه صرف نظر از آن كه اين نور، داراى وجود ضعيف و امر عرضى است، مناسب مقام خداوند متعال نيست و قهراً مراد از تعبيرات و اضافات مذكوره، تنزيه ارواح مقدّسه آن ذوات از نقايص و اضافات تشريفيّه و قُرب معنوى و مكانتى آنهاست به ساحت قدس ربوبى – سبحانه و تعالى – و اَبدان شريفه آنها از طينت واحد كه در احاديث تعبير شده به طينت علّييّن تكوّن يافته و به ارواح مقدّسه آنان عجين گشته است.

ج 2 – از جواب قبل، معلوم شد كه فرق بين آن ذوات مقدّسه با ساير انسانها، عظمت ارواح و شدّت طهارت طينت و قرب معنوى آنها به خداوند متعال مى باشد والّا چنان كه در قرآن شريف مى فرمايد: «إنَّما أنا بَشَرٌ مِثلُكُم».(کهف/ 110)

ج 3 – به تعليم خداوند متعال، حضرت ختمى مرتبت و ائمّه هدى – عليهم صلوات اللَّه – داراى علم ما كان و علم ما هو كائن إلى يوم القيامه هستند و نيز خداوند متعال، تنزيل و تأويل آنچه به او وحى فرموده كه تمام عالم اكبر و كتاب آفاقى واَنْفسى منطوى در اوست، تعليم فرموده و از آن حضرت به اوصياى او – عليهم صلوات اللَّه – رسيده [است ] و مراد از علم غيبى كه در آيات مقدّسه از غير حق تعالى سلب شده و نيز بر حَسَب بعضى روايات از ائمّه عليهم السلام سلب شده، علم ذاتى است كه اختصاص به ذات مقدّس ربوبى دارد و علوم ساير موجودات به اعطاى او – تعالى و تقدّس – مى باشد.

ج 4 – به اذن و عنايت و تعليم خداوند متعال، حلّ مشكلات مى نموده اند و گاهى بر حَسَب مصالح وقت در جواب بعضى سؤالها تأخير نموده اند، و حاصل آن كه از خود، چيزى نداشته و تمام كمالات به آنان از طرف خداوند متعال اعطا شده [است] و برهان بر آن كه كمالاتشان ذاتى نيست؛ چون ممكن الوجود، كمالاتش در حدّ امكان است، بايد افاضه كمال از حقّ متعال – جلّ و علا – به آنها بشود.

ج 5 – به حفظ و عنايت حق – تعالى شأنه – از سهو و خطا مبرّى مى باشند.

ج 6 – به اذن خداوند متعال در مواقع صلاح و لزوم، معجزه مناسبِ وقت از آن ذوات مقدّسه ظاهر مى شود.

ج 7 – به شرط آن كه دانسته شود كه آن ذوات مقدّسه، واسطه[ اند] مستقلاً از خود، چيزى ندارند و جميع امورى كه به دست آنها جارى مى شود، از جانب خداوند متعال است.

ج 8 – به نحوى كه در جواب از سؤال سوم گذشت، عالم به غيب هستند و در جميع كمالاتشان محتاج به حق تعالى بوده و به توسّط ايشان عليهم السلام فيض و كمال از حق تعالى به ساير مخلوقات اعطا مى شود.

ج 9 – خداوند متعال منحصراً خالق و رازق مى باشد و آن ذوات مقدّسه فقط واسطه و معبر فيض صادر از ذات مقدّس ربوبى به ساير مخلوقات مى باشند.

ج 10 – از گذشته، جواب معلوم شد؛ چه اين هم يكى از اطوار و انحاى علم آنها مى باشد.

ج 11 – بحفظ اللَّه و عنايته، هيچ گاه طهارت و عصمت از آنها جدا نمى شود.

ج 12 – در روايات مستفيضه، وارد شده كه انسان در چند موطن كه يكى از آنها زمان موت و يكى از آنها قبر است، رسول اكرم صلى الله عليه وآله و ائمّه هدى عليهم السلام را رؤيت مى نمايد، و بعضى [از] آنها ظهور دارد كه رؤيت به حضور آن ذوات مقدّسه مى باشد، و چگونگى رؤيت آن بزرگواران و حضورشان حاجت به تفصيل دارد و كفايت مى نمايد كه انسان به نحو اجمال به آن ايمان داشته و معتقد باشد كه به آن نحو كه از رسول اكرم صلى الله عليه وآله و ائمّه هدى عليهم السلام رسيده، مى باشد.

و شُبَهاتى كه بعضى از جهّال نموده اند، از قبيل آن كه جسم واحد نمى تواند بيش از يك مكان را اشغال كند و امثال آن، از جهل به كيفيّت حضور آن ذوات مقدّسه عليهم السلام مى باشد؛ و درك تفصيلى اين گونه مسائل، متوقّف است به تحصيل علومى كه از رسول اكرم صلى الله عليه وآله و ائمّه هدى عليهم السلام توسّط محدثين و علما و فقهاى اسلامى به ما رسيده است. والعلم عنداللَّه.

کتاب ديدگاههاي علمي آيت اللَّه العظمي سيد محمد هادي ميلاني قدس سره ص: 141-143 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله