هدف اسلام کشور گشایی نیست!

روزی مأمونِ ملعون با خوشحالی به محضر امام رضا علیه السلام  آمد و نامه ‏ای را خواند که در آن نامه از پیروزی لشگرش، و فتح یکی از بلاد کابل، سخن به میان آمده بود.

امام علیه السلام به او فرمود: آیا فتح یکی از شهرهای مشرکان، تو را خوشحال کرده است؟

مأمون: آیا چنین فتحی مایه‏ شادی نیست؟

امام  فرمود: در مورد امت محمد صلی الله علیه و آله و مسئولیت زمامداری که خداوند آن را در اختیارت نهاده، از خدا بترس!

«فانک قد ضیعت امور المسلمین، و فوضت ذلک الی غیرک، یحکم فیهم بغیر حکم الله عزوجل…»

همانا تو امور مسلمانان را تباه ساخته‌‏ای، حکمرانی را به غیر خود واگذار نموده‏ ای که در میان مسلمانان به غیر حکم خدا حکمرانی می‏ کنند (تو با نصب فرمانداری نالایق و ستمگر، حق مسلمانان بلاد را تباه نموده ‏ای، اکنون به خاطر فتح فلان قریه خوشحالی می‏ کنی؟) تو در این بلاد نشسته ‏ای ولی …به مسلمانان مهاجر و انصار، ظلم می‏ شود!

به طوری که مدتهاست در فقر و نداری هستند و به آنها ستم می‌شود، و دسترسی به تو ندارند و کسی به داد آنها نمی‌رسد، از خدا بترس، و به امور مسلمانان توجه داشته باش!(و به اندیشه فتح دیگر بلاد نباش!)

«اما علمت ان والی المسلمین مثل العمود فی وسط الفسطاط، من اراده اخذه»

 آیا نمی‏‌دانی که زمامدار مسلمانان مانند ستون وسط خیمه است، که هر کسی در درون خیمه است بخواهد می‌‏تواند آن ستون را بگیرد؛ تو نیز باید به مسلمانان این‏ گونه نزدیک باشی، و مردم به تو دسترسی داشته باشند، و شکایتهای خود را به تو برسانند…»

مأمون پرسید در این صورت چه باید بکنم؟

حضرت فرمود: باید لشکر را بازگردانی و به امور مسلمانان در مملکت اسلامی بپردازی و دست از آن منطقه فتح شده برداری!

عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏۲، ص: ۱۶۰(ترجمه نقل به مضمون)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا