كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ … وَ كَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ…(1)
حضرت امیر سلام الله علیه می فرماید: در گذشته یک برادر دینی داشتم که خصوصیاتی داشت از جمله این که حرصش بر شنیدن بیشتر بود تا گفتن، بر شنیدن بیشتر اهمیت می داد تا گفتن.
توضیح آن که هر یک از جوارح انسان حقی بر او دارد، گوش تمام مطالب را از دیگران به آدمی منتقل می کند، پس باید گوش را مواظبت کنیم که چه چیز وارد آن می شود.
کار گوش یاد گرفتن است و کار زبان یاد دادن، گفتن و یاددادن خوب است و در جای خود لازم، ولی اهمیت گوش و یاد گرفتن بیشتر است چرا؟
چون در گفتن اخلاص درست و حسابی کمتر پیدا می شود، آدمی که حرف می زند خیلی دوست دارد حرفش بگیرد، می خواهد جلوه پیدا کند همچنین در گفتن زمینه غرور و خودنمایی وجود دارد.
اما در شنیدن اخلاص بیشتر پیدا می شود زمینه غرور و خودنمایی کمتر دیده می شود.
در یکی از کتابهای اخلاقی دیدم خطاب به اهل منبر می گوید: بالای منبر می روی موعظه می کنی مستمعین در فکر این هستند که هدایت پیدا کنند و از گناهان خود توبه کنند، صفای قلب پیدا کنند، اما تو فکر این هستی که چه بگویی که بهتر جلوه پیدا کنی، آنها در حال طاعت هستند اما تو…
الحظّ للانسان فى الاذن لنفسه و فى اللّسان لغيره.(2)
بهره آدمى و نفع او در گوش براى خود اوست و در زبان براى غير اوست.
لَا تَكُونُوا كَالْمُنْخُلِ يُخْرِجُ مِنْهُ الدَّقِيقَ الطَّيِّبَ وَ يُمْسِكُ النُّخَالَةَ كَذَلِكَ أَنْتُمْ تُخْرِجُونَ الْحِكْمَةَ مِنْ أَفْوَاهِكُمْ وَ يَبْقَى الْغِلُّ فِي صُدُورِكُمْ …..
مانند غربال نباشید که آرد پاکیزه از آن خارج می شود و نخاله در خود نگه می دارد همان طور که حکمت از زبان شما خارج می شود و غل و غش در سینه شما باقی می ماند!
از بیانات مرحوم آیت الله میرزا علی آقا فلسفی (قریب به مضمون)
(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 527
(2) غرر الحکم 1749
(3)تحف العقول، النص، ص: 393