احتیاط نسبت به اموال اعراض شده!

آسید علی موسوی (بنای ساختمان):

یک روز (دهه  ۶۰ شمسی)حاج آقابزرگ ۱۶۵۰۰ تومان بابت مصالح بنایی به من داد مقداری آجر خریدم تا تعمیراتی را انجام دهم.

از جمله تعمیرات ساختن محفظه کنتور آب بود.

چندتا  آجر خریدم سه تا کم آمد،

روبروی منزل ایشان  زمین بزرگ متروکه ای بود که در گوشه و کنار آن چند عدد آجر ریخته شده بود،  سه دانه  از آنها را برداشتم و کارم را تمام کردم.

حاج آقابزرگ از روی بهارخواب از جزئیات کار پرسید، از جمله پرسیدند آجرها بس شد؟

جریان را گفتم.

خدا شاهد است که دیدم بدنش لرزید و با تأکید فرمود آجرهای کار شده را خراب کن و در بیاور.

من گفتم: حاج آقا! اینها مال هرکه بوده از آن اعراض کرده است.

اما با تأکید ایشان خراب کردم و آجر جدید خریدم و کار را تمام کردم.

با خرید آجرهای جدید دقیقا ۱۶۵۰۰ تومان بابت بنائی و کارگر و مصالح مصرف شد و پول تمام شد.

روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی