جریان مزار شریف!

نقل شده كه در شهر مزار شریف افغانستان حاكمی سنی زندگی می كرده، وی مدتی دچار بیماری (گویا در دل شدید) می شود که علاجی برای آن پیدا نمی شد.

شبی در عالم خواب پیغمبر اكرم -صلّی الله علیه و آله و سلّم- را می بیند كه حضرت به او می فرماید علاج درد تو “لا و لا” است.

وی از خواب بیدار می شود وبه هركس از علما و بزرگان آن را تعریف می كند هیچکدام نمی توانند آن را تعبیر کنند.

می پرسد آیا عالم دیگری در این شهر هست؟

می گویند بلی ولی او رافضی است و قابل اعتنا نیست.

دستور می دهد كه او را بیاورند، و از وی  تعبیر این خواب را از وی بپرسند.

 وی در مقام تعبیر می گوید: درمان درد تو روغن زیتون است.

حاكم به این تعبیر عمل می کند و شفا می یابد.

از عالم شیعه می پرسد: از كجا چنین تعبیری کردی؟

می گوید “لا و لا” اشاره است به آیه نور: شجرة مباركة زیتونه لا شرقیة و لا غربیة (سوره نور آیه ۳۵ )

حاكم تحت تأثیر او قرار می‌گیرد و از مذهب او تحقیق می کند.

وی می گوید من حاضرم در حضور شما با علمای اهل سنت بحث كنم و حقانیت شیعه را از كتب خود آنان ثابت كنم.

جلسه تشكیل می شود و او از كتب اهل سنت حقانیت شیعه و بطلان مذهب اهل سنت را ثابت می کند

( ازجمله ظاهرا سخن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در باره فاطمه زهرا سلام الله علیها و ناراضی بودن حضرت زهرا از ابوبكر كه در صحیح بخاری آمده است )

حاكم شیفته مذهب شیعه و آن عالم شیعی می شود به طوری كه هر روز با او ملاقات می کند تا این كه آن عالم شیعی از دنیا می رود.

حاكم بر اثر علاقه أی كه به او داشته دستور می دهد مزاری بر قبر او درست كنند و گویا هر روز به زیارت آن قبر آن عالم می آمده

نام این عالم علی بن ابیطالب بوده كه اهل سنت به علت تشابه اسمی نظرشان این است كه اینجا محل دفن امیر الممؤ منین علیه السلام است.

روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی