از ثوبانی منقول است که جناب إمام موسی بن جعفر علیه السّلام در مدّت زیاده از ده سال بعد از آن که آفتاب یک نیزه بلند می شد به سجده می رفت ، مشغول دعا و تضرّع می بود تا زوال شمس.
در ایّامی که در حبس هارون بود، آن ملعون مکرّر بر بام خانه می رفت نظر می کرد در آن حجره ای که حضرت را در آنجا محبوس کرده بود، جامه ای می دید که بر زمین افتاده است و کسی را نمی دید.
روزی به ربیع گفت: این جامه چیست که من می بینم در این خانه؟
ربیع گفت: این جامه نیست، بلکه موسی بن جعفر است، هر روز بعد از طلوع آفتاب به سجده می رود و تا وقت زوال در سجود می باشد.
هارون گفت: به درستی که او از رهبانان و عبّاد بنی هاشم است.
ربیع گفت: هرگاه می دانی که او چنین است چرا او را در این زندان تنگ جا داده ای؟
آن لعین گفت: برای دولت من لازم است که او چنین باشد!
جلاء العيون / علّامه مجلسی / باب ۹ ، فصل ۲.