هر آن کس که دندان دهد نان دهد!

وقتی آیة الله میرزا کاظم تبریزی(ره) از عراق به ایران آمده بود، از جهت معیشت بسیار در فشار بود و مشکلات مادی فراوانی را تحمل میکرد.

معظم له خاطره ای از آن دوران را چنین نقل کرد:

آن ایام در عالم خواب به من گفتند از خانه بیرون برو..

وقتی از خواب بیدار شدم با خود گفتم خواب حجّت نیست و به آن اعتنا نکردم. شب بعد باز همان خواب را دیدم وقتی بیدار شدم با خود گفتم کجا بروم؟ دوباره از بیرون رفتن منصرف شدم.

شب سوم باز در خواب به من گفتند از خانه بیرون برو. صبح آن روز به قصد حرم مطهر حضرت معصومه از خانه خارج شدم از خیابان صفائیه به طرف حرم می‌آمدم که در چهار راه شهدا شخصی به من گفت:

آشیخ کاظم تبریزی شما هستید؟ گفتم بله گفت سه روز است برای دیدن شما اینجا می آیم سپس پول زیادی به من داد و با آن مشکلات مادی ام برطرف شد.

” من دست به هیچ دستگیری ندهم

کایشان همه فانی اند و پاینده تویی”

کتاب سینای معرفت، ص۱۴۴

دیدگاه‌ خود را بنویسید

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا