عمر با برکت حاج شیخ عباس قمی!
مرحوم آیت الله مروارید از علمای مشهد:
در یکی از روستاهای مشهد به نام انبران. میهمان حاج شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح شدیم.
ایشان تا وارد شد و سلام و علیک کرد، نشست تا مشغول نوشتن شود.
صاحبخانه گفت: حاج ← ادامه
مرحوم آیت الله مروارید از علمای مشهد:
در یکی از روستاهای مشهد به نام انبران. میهمان حاج شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح شدیم.
ایشان تا وارد شد و سلام و علیک کرد، نشست تا مشغول نوشتن شود.
صاحبخانه گفت: حاج ← ادامه
آیت الله میرزا کاظم قاروبی تبریزی(ره):
مرحوم آیت الله سید محمود شاهرودی -که یکی از مراجع بزرگ زمان خویش در نجف بود- اگر هنگام تدریس احیانا دچار اشتباه می شد. فردای آن روز در ابتدای شروعِ درس می فرمود:
النار ← ادامه
به مرحوم آیت الله حاج شیخ حسین حلی- که از بزرگان حوزه نجف به شمار می رفت- پیشنهاد مرجعیت شد.
ایشان با تواضع خاصی که داشت در جواب فرمود:
من نتوانستم بچه های خودم را تربیت کنم چگونه می خواهم ← ادامه
آیت الله خویی:
علامه شیخ محمد جواد بلاغی استاد من بود. ایشان روزی فرمود:
من با مادرم زندگی میکنم. این ماه رمضان سخت ترین ماه رمضان ما بود.
از جمله سختیها این بود که تنها به مقدار یک نفر چای ← ادامه
هنگامی که مرحوم حاج شیخ عباس قمی در مشهد اقامت داشته روزی به یکی از حمامهای شهر وارد می شود رو به دلّاک(کیسه کش) می کند و از او می پرسد نظرت در باره مشروطه و استبداد چیست؟
دلاک در ← ادامه
«استاد ما مرحوم سیّد کاظم عصّار، که نزد او كفايه و فلسفه خواندم، شاگرد شیخالشریعهٔ اصفهانی بود. وی میفرمود:
شیخالشریعه در درس به بعضی از اشکالات جواب میدادند و به برخی اصلاً اعتنا نمیکردند. در درس، شیخی بود که پیش ← ادامه
«آقای آشیخ عبدالکریم خوئینی (نویسندهٔ خودآموز کفایه) شاگرد مشترک مرحوم آخوند و مرحوم آقای شریعت اصفهانی بوده است.
او میگفت: آقای آخوند شبها بالای پشتبام مسجد طوسی (یا جای دیگر؛ تردید از من است.) درس میگفت. صدای مرحوم آخوند هم ← ادامه
مرحوم سید مهدی قوام ساعت یازده شب از مسجد به خانه بازمیگشته که در راه، مردی را میبیند که چادر رختخوابی را بر دوش گرفته و به سختی و نفسزنان میرود.
آقای قوام وقتی آن مرد را در آن حال ← ادامه
مرحوم حاج سیّد مهدی قوام را برای سخنرانی به مدّت ده شب به خانهای در محلّ سكونت ما دعوت کرده بودند. برای قبل از منبر ایشان هم روحانی عربی که دندانساز بود و منبرش خیلی جذّابیت نداشت دعوت شده بود. ← ادامه
مرحوم سیّد مهدی قوام علیرغم سواد بالایی که داشت، عمامهای بسیار معمولی داشت. قبا هم نمیپوشید؛ لباسی پالتو مانند که هفت، هشت دکمه داشت میپوشید. …
از سر بازار که از ماشین پیاده میشد و از پلّههای نوروزخان پایین میآمد ← ادامه
مرحوم میرزای قمی پس از گذارندن دوران تحصیل، از کربلا به یکی از قرای جابلاق مراجعت نمود و مشغول ترویج و بیان احکام و مسائل دینی شد.
ملای بی سواد آن ده در اثر حسادت در صدد بود که به ← ادامه
مرحوم شيخ عباس قمى:
وقتى كتاب منازل الاخرة را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصى بود به نام «عبدالرزاق مسأله گو» كه هميشه قبل از ظهر در صحن حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها احكام شرعي را