سروده حاج شیخ عبدالرحمن محمدی
آمد به جهان پادشه عالم امکان / در نیمهٔ شعبان
محکم شد از او شرع نبی، مذهب [و] ایمان / در نیمهٔ شعبان
آن وارث پیغمبر و زهرا و ائمّه / آن حامی اُمّه
آن هادی و هم حجّتی از جانب یزدان / در نیمهٔ شعبان
همنام نبی، هملقبش، قائم بالحق / مولای مصدَّق
مانند نبی خاتم انگشت امامان / در نیمهٔ شعبان
آنگه به وجود آمد و در سجده سرش بود / در درگه معبود
توحید خدا گفت به لعل گهرافشان / در نیمهٔ شعبان
بشکفته یکی غنچهگل از باغ امامت / با تاج کرامت
زینت به همان یافته آن باغ و گلستان / در نیمهٔ شعبان
چون نور رخش از پس پرده به عیان شد / ظلمت به نهان شد
گشتند خجل ماه و خورشید درخشان / در نیمهٔ شعبان
خورشید به نورش بنموده است تجارت / از روی خجالت
بس منفعتی برده از آن نور فروزان / در نیمهٔ شعبان
چون مُکتَسَبٌعنه به غیبت شده مستور / اندر نظرم دور
خورشید چو مغرور به عالم شده تابان / در نیمهٔ شعبان
این نعمت عظماست که افزوده خداوند / گر خلق شمارند
آخر نتوانند شمارند به پایان / در نیمهٔ شعبان
چون از قدم میمنت خویش به گردون / عالم شده میمون
از بین قدومش همه عالم شده خندان / در نیمهٔ شعبان
ای ربّ جهان، منتظرند خلق به نورش / عجّل به ظهورش
مولای جهان را برسانی به شتابان / در نیمهٔ شعبان
[یک مصرع از متن کتاب افتاده است.]
اخذی بنمائیم از آن صورت و از جان / در نیمهٔ شعبان
از نطق و کلام و کلمات گهرافشان / بر ما بکن احسان
چون ناطق قرآن بقا اوست ز یزدان / در نیمهٔ شعبان
نزدیک که شرع نبی و ختم رسالت / کز قوم شقاوت
پوشیده شود از اثر باطل و بطلان / در نیمهٔ شعبان
این شِرذِمهٔ لشگرِ مؤمن شده بی یار / مغلوب ز کفّار
نصرت ز تو بر ما که ایا صاحب دوران / در نیمهٔ شعبان
یا ناطق قرآن، متوسّل به تو هستم / بنگر چه شکستم
خواهم تو شوی واسطه بر درگه سبحان / در نیمهٔ شعبان
چندی است مرا حاجتی اندر دل پُرغَم / از خالق عالَم
مَقضیّ بشود گر تو نِهی پای به میدان / در نیمهٔ شعبان
ای “هیدجی” ای غرق به دریای محبّت / مشتاق مودّت
بر درگه حق هستی تو صاحب عنوان / در نیمهٔ شعبان.»
(سیمای هیدج، ص۲٦۲ – ۲٦۳)