کلام شریف لاهیجی
…قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي بعضى گفته اند: كه وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي معطوف بر امر مقدر است، أى قال ابراهيم: «تجعلنى اماما و اجعل بعض ذريتى أيضا اماما» يعنى گفت ابراهيم كه گردانيدى مرا امام و مقتداى خلايق و بگردان بعضى از فرزندان مرا نيز امام خلايق. و صاحب كشاف گفته كه: وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي معطوف بر “كاف” جاعلك است. و مولانا احمد اردبيلى رضى اللَّه عنه در تفسير آيات احكام اين عطف را پسند نكرده و فرموده كه وجه صحت اين عطف بر من ظاهر نيست از اين جهت كه هر گاه وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي معطوف بر “كاف” جاعلك باشد پس وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي مفعول اول جعل و از تتمه كلام الهى خواهد بود و از اينجا لازم مىآيد كه حق تعالى خبر داده باشد كه ذريه ابراهيم را نيز مانند ابراهيم امام خلايق گردانندهام و حال آن كه وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي كلام ابراهيم است، و تتمه كلام الهى نيست، چنانچه اضافه “ذريه” به “ياء” متكلم صريح بر اين است. مخفى نماند كه مقصود صاحب كشاف از تجويز عطف وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي بر كاف «جاعلك» اشارت بر اين است كه حق تعالى تعليم و تلقين ابراهيم علیه السلام میكند كه او سؤال كند كه حق تعالى ذريه او را نيز مانند او مفعول “جعل” گرداند تا ايشان نيز به مرتبه امامت فايز گردند، و اين عطف را در اصطلاح نحاة “عطف تلقينى” گويند، و فى الحقيقة به اين معنى برمیگردد كه و اجعل من ذريتى اماما .قالَ گفت خداى تعالى در جواب ابراهيم: لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ نرسد عهد من كه امامت است ستمكاران را.[۱]
کلام علامه بحرانی
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي “من” حرف تبعیض است برای آن که معلوم شود که برخی از ذریه او شایستگی مقام امامت را دارند و بعضی هم در عین حال که ممکن است مسلمان باشند ولی شایستگی این مقام را نداشته باشند؛ زیرا محال است که ابراهیم برای کافر یا مسلمانی که عصمت ندارد درخواست امامت کند؛ قهرا به حکم تبعیض، درخواست او مربوط به خواص از مؤمنین بوده است، و خواص مؤمنین به کسی گویند که از کفر به دور باشد سپس با اجتناب از گناهان کبیره اخص الخواص شود و آن گاه کسی که به مقام عصمت رسیده باشد خاص الأخص میشود، و این مقام برترین صفت امام است که اگر چیزی بالاتر از آن وجود داشت هرا آینه خداوند او را صفت امام قرار میداد.[۲]
از کلام برهانی ایشان به خوبی استفاده میشود که درخواست ابراهیم علیه السلام فقط از گروه چهارم یعنی کسانی که دارای مقام عصمت هستند میباشد.
سخن علامه بلاغی
در جمله وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي سه احتمال وجود دارد اول این که ظاهرا عطف بر “جاعل” در جاعلک باشد یعنی از ذریه من امام قرار میدهی؟! یعنی وقتی ابراهیم علیه السلام از “کلمات” و “اسماء” دریافت که امامان از نسل او هستند این جمله را –که به منزله استفهام تقریری است- جهت ابراز سرور و بهجت فوق العاده و نوعی از شکر بیان کرد. احتمال دوم این که برای استفهام باشد، و این در صورتی است که بگوییم او نمیدانسته که امامان در نسل او هستند. احتمال سوم گفته شده که معنایش این است که قرار بده از ذریه من امامانی!. ولی این احتمال علاوه بر این که نیاز به تقدیر دارد، مخالف است با آنچه از روایت مفضل به دست میآید-که حضرت به تعلیم خداوند در ضمن “کلمات” اسامی امامان را میدانسته است- و از شأن و مقام ابراهیم به دور است که بیش از آنچه خدا به او خبر داده درخواست کند.[۳]
انصافا بیان ایشان در تفسیر و تبیین جمله وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي دقیق و محققانه است.
خلاصه سه احتمالی که ایشان بیان کردند:
۱-طبق حدیث مفضل[۴]ابراهیم علیه السلام دو چیز را به تعلیم خدا میدانسته است، یکی اسماء و تعداد امامان را و دیگر این که اینها از نسل و ذریه او هستند.
از این رو وقتی به این دو مطلب پی برد با شوق و بهجت زیاد گفت: آیا اینها از نسل من هستند؟ (به صورت استفهام تقریری) به تعبیری: خوشا به حال من که این انوار مقدسه فرزندان من هستند!
مثل این که به پدری بگویند تبریک که فرزند تو در میان صدها نفر داوطلب، رتبه اولِ بهترین رشته تحصیلی را بدون رقیب به دست آورد. پدر از خوشحالی و شوق شدید و با تعجب میگوید: فرزند من؟! که از این عبارت به استفهام تقریری تعبیر میشود.
احتمال دوم اسامی امامان را دانست ولی نمیدانست که اینها از نسل او هستند؛ لذا پرسید_ به طور استفهام حقیقی- که آیا اینها از نسل من هستند؟ این احتمال را شاید بتوان از فرمایش امام صادق ؟ع؟استفاده کرد که فرمود: إِنَّمَا هِیذُرِّيَّتُكَ لَا يَكُونُ فِي غَيْرِهِمْ [۵]
احتمال سوم این که اسامی امامان و همچنین این که اینها از نسل او هستند دانست، ولی چیزی اضافه تر از آن انوار مقدسه درخواست کرد، ولی این احتمال علاوه بر آن که خالی از تکلف نیست از مقام ابراهیم بعید است که بیشتر از آنچه خدا به او خبر داده درخواست کند.
خلاصه آن که چه بگوییم منظور از “کلمات”، اسامی امامان علیهم السلام باشد -چنانچه از حدیث مفضل[۶] و نیز از کلمات برخی از بزرگان استفاده میشود- و ابراهیم علیه السلام قبل از مقام امامت با آنها آشنا بوده و چه بگوییم مقصود از این واژه، آزمایشات دیگر بوده، ولی به هرحال حضرتش دریافت که این مقام-که حتی بسیاری از پیامبران هم به آن نرسیدهاند- بالاتر از مقام نبوت است بنابر این معقول نیست که درخواست او شامل ذریه غیر معصوم بشود.
[۱]) تفسير شريف لاهيجي، ج۱، ص: ۱۱۰
[۲]) .البرهان في تفسير القرآن، ج۱ ص۳۲۱
[۳]) آلاء الرحمن في تفسير القرآن، ج۱ ص۱۲۴
[۴]) حدیث ش ۳
[۵]) حدیث ش۳
[۶]) حدیث ش۷