تفسیر آیه ابتلا (۴)

بیانی دیگر  در استدلال به آیه ابتلاء

برخی از بزرگان بر این عقیده‌اند که جناب ابراهیم برای دو گروه از نسل خود درخواستِ امامت کرده است، یکی آنها که در گذشته دچار گناه و خطا شده‌اند و سپس توبه کرده و عدالت پیشه کرده‌اند، و دیگر افرادی که در تمام عمر عصمت از گناه و خطا داشته‌اند.

خداوند در پاسخِ به دعای ابراهیم علیه السلام نفی صلاحیتِ امامت از گروه نخست کرده و تنها این مقام را لایق افرادی دانسته است که دارای مقام عصمت باشند.

در اینجا به دو نمونه از این گونه استدلال اشاره می‌کنیم:

نمونه اول:

امامت مقامى است كه حضرت ابراهيم بعد از آزمايشهاى طاقت‌فرسا- مانند امتحان به گذاشتن ز‌ن و فرزند به تنهايى در بيابانى بدون ذرع و آبادى و مهيّا شدن براى قربانى اسماعيل و سوختن به آتش نمرود- و طىّ مراتب نبوّت و رسالت و خلّت، به آن منصب رسيد، و خداوند متعال فرمود: إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً. عظمت آن مقام آن چنان نظرش را جلب كرد كه آن را براى ذرّيۀ خود درخواست نمود، و خداوند‌ فرمود: لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ. در اين جمله از امامت به “عهد خدا” تعبير شده است، كه جز مقام عصمت به اين منصب نايل نمى‌شود. ترديدى نيست كه ابراهيم امامت را براى عموم ذرّيۀ خود نخواست، زيرا ممكن نيست خليل خدا امامتِ انسانيّت را از خداوند عادل، براى كسى كه عادل نيست بخواهد، و چون براى ذريّۀ عادل خود درخواست كرد و اين خواسته نسبت به عادلى هم كه در گذشته ظلمى از او سرزده باشد عموميت داشت، لذا مقصود از جواب پروردگار اين بود كه اين دعا در مورد كسى كه ظلمى از او سر زده مستجاب نيست، بلكه امامت مطلقه به حكم عقل و شرع مشروط به طهارت و عصمت مطلقه است.[۱]

نمونه دوم:

مردم به حكم عقل از يكى از چهار قسم بيرون نيستند، يا در تمامى عمر ظالمند، و يا در تمامى عمر ظالم نيستند، و يا در اول عمر ظالم و در آخر توبه‏كارند، و يا به عكس یعنی در اول صالح و در آخر ظالمند. ابراهيم؟ع؟ شـأنش بالاتر آن است كه از خداى تعالى درخواست كند كه مقام امامت را به دسته اول و چهارم، از ذريه‏اش بدهد، پس به طور قطع دعاى او شامل حال اين د‌و دسته نيست.باقى مى‏ماند دسته دوم و سوم، يعنى آن كسى كه در تمامى عمرش ظلم نمی‌كند، و آن كسى كه اگر در اول عمر ظلم كرده، در آخر توبه كرده است. از اين دو قسم، قسم دوم را خدا نفى كرده، باقى مى‏ماند يك قسم و آن كسى است كه در تمامى عمرش هيچ ظلمى مرتكب نشده، پس از چهار قسم بالا دو قسمش را ابراهيم؟ع؟ از خدا نخواست، و از دو قسمى كه خواست يك قسمش مستجاب شد، و آن كسى است كه در تمامى عمر معصوم باشد.[۲]

خلاصه این دو بیان:

 با توجه به آن که اين جهت كه در شأن حضرت ابراهیم نیست که چنین مقامی را برای غیر عادل بخواهد؛ قهرا  فقط برای عادل خواسته است و عادل دو فرد دارد: معصوم وغیر معصوم، خداوند با جمله لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ این مقام را از غیر معصوم نفی کرده است و تنها برای معصوم اثبات کرده است.

اشکال این دو بیان از آنچه قبلا گفتیم واضح می‌شود.

خلاصه اشکال آن است که با این که ابراهیم آگاه به مقام و مرتبه امامت و برتری آن بر مقام نبوت -که مشروط به عصمت است- شد معنا ندارد که آن را برای غیر معصوم هرچند عادل باشد درخواست کند، در خواستی که می‌داند برآورده نخواهد شد.

برگرفته از کتاب “امامت برترین مقام الهی”

[۱]) مقدمه توضيح المسائل آیت الله وحيدخراسانی، ص ۱۰۵‌

[۲]) الميزان في تفسير القرآن، ج‏۱، ص: ۲۷۵

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا