فضیل عیاض از رهزنی تا رهروی!

ابوعلی فُضیل بن عیاض تمیمی، در اصل از ولایت مرو خراسان بود. گفته شده که او در سال ۱۰۱ یا ۱۰۵ قمری در سمرقند یا ابیورد ولادت نمود و در منطقه دینور نشو و نما یافت.

فضیل در آغاز کار، راهزن خطرناکى بود که همه مردم از او وحشت داشتند. در سبب تحول او گفته شده: روزی از نزدیکى یک آبادى مى گذشت، دخترى را دید و نسبت به او علاقه مند شد، عشق سوزان دختر، «فضیل» را وادار کرد که شب هنگام از دیوار خانه او بالا رود و تصمیم داشت به هر قیمتى شده به وصال او نائل گردد.

در این هنگام بود که صوت قرآن دلنشینی از خانه مجاور شنید. مردی این آیه شریفه را می خواند: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّهِ…»{۱} آیا هنوز وقت آن نرسیده که دلهای مردم با ایمان با یاد خدا خاشع شود؟!

شنیدن این آیه، چنان تحولی در درون فضیل به وجود آورد که بی اختیار گفت: «بَلى وَاللّهِ قَدْ آنَ…»؛ به خدا سوگند وقت آن رسیده است… .

پس فوراً از دیوار پایین آمد و از گناهی که در نظر داشت چشم پوشید. همین تذکر سبب شد که فضیل از تمام آلودگی ها، خود را نجات دهد و دست از دزدی و گناه بشوید.

در همان شب که این دگرگونی در درون فضیل پدید آمده و او را سرگردان و منقلب ساخته بود، گذرش به کاروانسرایی افتاد که کاروانی در آن فرود آمده و بار انداخته بود.

فضیل در گوشه ای خزید و سر به گریبان، بر گذشته پر گناه خود افسوس می خورد. در آن حال شنید که کاروانیان درباره ساعت حرکت سخن می گویند.

یکی از کاروانیان می گفت: امشب حرکت نکنید و بگذارید هوا روشن شود، زیرا فضیل بر سر راه است و خطر او قافله را تهدید می کند. سخن اضطراب آمیز کاروانیان، آتشی در دل فضیل برافروخت و از این که جنایات او، این چنین مردم را مضطرب و پریشان ساخته به شدت متأثر شد و از جا برخاست و گفت:

مردم بدانید من فضیل بن عیاضم و آسوده خاطر باشید که دیگر فضیل دزدی نمی کند و سر راه را بر کاروانیان نمی بندد. او به درگاه خدا بازگشته و از گناه خود توبه کرده است! {۲}

{۱} سوره حدید، ۱۶.

{۲} فوائد الرضویه محدث قمی ص ۶۱۴ با تغییر در عبارات

دیدگاه‌ خود را بنویسید

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا