حکایات

جریان اسلام آوردن عدی بن حاتم!

قبل از طلوع اسلام و تشكیل یافتن حكومت اسلامی، رسم ملوك الطوایفی در میان اعراب جاری بود. مردم عرب به اطاعت و فرمانبرداری رؤسای خود عادت كرده بودند و احیاناً به آنها باج و خراج می پرداختند.

یكی از رؤسا ← ادامه

گفتگو در مجلس کسری!

در مجلس کسری سه‌ تن از حکما جمع آمدند:

فیلسوف روم و حکیم هند و بزرجمهر.

سخن به اینجا رسید که سخت‌ترین چیزها چیست؟

رومی گفت: پیری و سستی با ناداری و تنگدستی.

هندی گفت: تن بیمار با اندوه بسیار.← ادامه

داستان عابد و شیطان!

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند.

عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را بر کند.

ابلیس به صورت پیری ظاهرالصلاح، بر مسیر ← ادامه

تشرف شیخ حسین آل رحیم!

شیخ باقر كاظمی (ره) فرمود: در نجف شخصی به نام شیخ حسین آل رحیم زندگی می كرد كه مردی پاك طینت و ازمقدسین و مشغول به تحصیل علم بود.
ایشان به مرض سل مبتلا شد، به طوری كه باسرفه كردن
ادامه

پاسخ بر اساس پرسش!

روزی سوداگری بغدادی به بهلول رسد به او گفت ای بهلول عاقل!  من چه بخرم تا سود فراوان ببرم؟

بهلول جواب داد آهن و پنبه!

آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود اتفاقا” پس از ادامه

حکایت بز اخفش!

میان شاگردان استاد سیبویه مردی بود به نام “اخفش”. با این که درس اخفش خوب بود و استادش هم او را دوست داشت اما کسی حاضر نبود دوست و هم کلام اخفش شود و ساعت ها با او درباره ی ادامه

تشرف جوان اهل حله به محضر امام زمان!

ملا علی رشتی نقل می‌کند:

از زیارت کربلای معلی بازمی‌گشتم؛ سوار قایقی شدم که عده‌ای از اهالی «حله» نیز بر آن سوار بودند. آن‌ها مشغول شوخی و خنده بودند و جوانی را استهزاء کرده و مذهبش را به مسخره می‌گرفتند. ← ادامه

اثر لقمه حرام!

نقل است که شریک‌ بن‌ عبدالله روزی بر مهدی عباسی وارد شد. مهدی از او تقاضای پذیرش مسئولیتی را نمود. شریک نپذیرفت.

مهدی گفت از سه کار یکی را انتخاب کن: ۱. قضاوت؛ ۲. معلم و مربی فرزندانم؛ ۳. پذیرفتن ← ادامه

غلط گیری از فرهاد میرزا!

روزی حاج ملاصادق (حاج ملا محمدصادق قمی) به تهران رفت و در مجلس فرهاد میرزا شرکت کرد.
معروف است که فرهاد میرزا اعلام کرده بود که هرکس از گفتار و نوشتار من، خطا و اشتباه بگیرد، من به او یک ← ادامه

كسى كه به خدا رسيده چه نيازش به نماز؟!!

 در حرم مولانا حسين -سلام‌الله‌علیه- گروهى از صوفيان را ديدم. همه آنها جز يک‌تن، نماز مغرب را بجاى آوردند. او نشسته بود و نماز نخواند. پس از مدتى نماز عشا گزاردند، آن مرد باز هم نماز نخواند. از صوفي‌ای پرسيدم، ← ادامه

جود و کرمت یا محمد (ص)!

امام صادق علیه السلام:

رسول‌خدا -صلی‌الله‌علیه‌وآله- در يكى از جنگ‌ها به نام ذات الرقاع در زير درختى كنار يك درّه سيل گيرى فرود آمد، سيلى آمد و بين آن حضرت و اصحابش فاصله انداخت، در اين هنگام يكى از مشركان ← ادامه

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا