اشعار

کنزُ الفقرایی و همانند نداری!

  ای منجی دل‌های خزان دیده کجایی کی می‌رسد آن جمعه موعود بیایی ای نبض زمان ذکر دعای فرج تو مافوق مکان در نظر اهل ولایی کنزُ الفقرایی و همانند نداری تو رحمت موصوله احسان خدایی عیب از دل ما نیست گرفتار تو هستیم عیب است کریمان که برانند گدایی ای زائر تنهای سحرهای مدینه …

کنزُ الفقرایی و همانند نداری! ادامه »

کمال این است و بس!

گوهر خود را هویدا کن ، کمال این است و بس خویش را در خویش ، پیدا کن ، کمال این است و بس سنگ دل را ، سُرمه کن در اسیای رنج و درد دیده را زین سرمه بینا کن ، کمال این است و بس هم نشینی با خدا خواهی اگر در عرش …

کمال این است و بس! ادامه »

با آل علی (ع) هرکه درافتاد، وَرافتاد!

دیشب به سرَم باز هوای دِگَر افتاد در خواب مرا سوی خراسان گُذر افتاد چشمم به ضریح شه والا گهر افتاد این شعرهمان لحظه مرا در نظر افتاد با آل علی ع هرکه در افتاد، وَرافتاد این قبر غریبُ الغُربا ، خسرو طوس است این قبر مُعین الضعفا، شمس شموس است خاکِ در او ، …

با آل علی (ع) هرکه درافتاد، وَرافتاد! ادامه »

تو کریمی تو رحیمی!

ملکا ذکر تو گویم ، که تو پاکی و خدایی نروم جز به همان ره ، که تو ام راهنمایی بری از رنج و گدازی ، بری از درد و نیازی بری از بیم و امیدی ، بری از چون و چرایی همه درگاه تو جویم ، همه از فضل تو پویم همه توحید تو …

تو کریمی تو رحیمی! ادامه »

هم خجالت زده‎ام هم به شما دلگرمم!

السلام علیک ایها العزیز! لطف اگر لطف تو شد دست گدا خوبتر است سر این سفره زمین‎گیری ما خوبتر است آخرِ، سر به هوا بودن اگر لطف شماست هر چه نوکر بشود سر به هوا خوبتراست هم خجالت زده‎ام هم به شما دلگرمم ماندنم بین همین خوف و رجا خوبتر است ما به اینجا نه …

هم خجالت زده‎ام هم به شما دلگرمم! ادامه »

در فراقت صبح جمعه ندبه کردن تا بکى؟

السلام علیک‌ ایها المنصور صحبت روى تو را هر دم شنیدن تا بکى در دلم نقش جمال تو کشیدن تا بکى؟ اى چراغ زندگى روشن نما قلب مرا بى تو در تاریکى دنیا نشستن تا بکى؟ تو کریمىّ و منم یک طایر بى آشیان روى بام این و آن دائم پریدن تا بکى؟ داغ دوریّت …

در فراقت صبح جمعه ندبه کردن تا بکى؟ ادامه »

مادرت چشم براهت بخدا مانده هنوز!

السلام علیک یا بقیة الله دیده در حسرت دیدار شما مانده هنوز به تمنای نگاهت دل ما مانده هنوز بوسه یک روز به خاک قدمت خواهم زد لب به امید همان بوسه به پا مانده هنوز فقرا پیش کریمان که معطل نشوند! منتظر برسر راه تو گدا مانده هنوز در نبودت ز دلم صدق و …

مادرت چشم براهت بخدا مانده هنوز! ادامه »

منتظر یوسف زهرا!

السلام علیک یا صاحب الزمان من که در پیچ و خم جاده ی دنیا ماندم دردم این است چرا این همه تنها ماندم؟! یک نفر نیست به داد منِ تنها برسد؟ در پی «راه بلد» در دل صحرا ماندم حلّ این مشکل امروز به دست فرداست چند سالی است که در حسرت فردا ماندم در …

منتظر یوسف زهرا! ادامه »