اشعار

گهي بر طارم اعلي نشينم!

يکي پرسيد از آن گم کرده فرزند

که اي روشن گهر پير خردمند
ز مصرش بوي پيراهن شنيدي
چرا در چاه کنعانش نديدي
بگفت احوال ما برق جهانست
دمي پيدا و ديگر دم نهانست
گهي بر طارم اعلي نشينم
گهي
ادامه

دنيا را سه طلاقه كن!

امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان:
طَلِّقِ الدُّنيا ثَلاثا           وَاطلُبَن زَوجا سِواها
 إنَّها زَوجَةُ سَوءٍ           لا تُبالي مَن أتاها
وإذا نالَت مُناها             مِنهُ  وَلَّتهُ قَفاها
دنيا را سه طلاقه كن/ و جفتى ديگر بجوى
كه دنيا
ادامه

به جهان ما برکت بیار، که “بِیُمْنِک رُزقَ‌الْوَرىٰ”!

دل و روح ما، سر و جان ما، “لِتُرابِ مَقْدَمِك الفِدا”
“عَظُمَ الْبَلاء، بَرِحَ الْخَفَا”، “فرج” است راه نجات ما

همه ناامید، همه روسیاه، همه در کشاکش راه‌وچاه
همه تا کمر به گِل گناه، خِجِلیم، “وَانْکشَف الغِطَا”

نه رسیده شام ← ادامه

آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله