بی وفای مردم دنیا نسبت به آقای کاشانی!
وقتی آقای کاشانی آمد، از او چه استقبال عجیب و غریبی شده بود؛
ولی اواخر، خودش برای مجلس ازدواج حاج آقا جعفر (اخوی ما) به منزل حاج میرزا عبدالعلی ـ که حاج آقا جعفر دامادش شده بود ـ آمد.
اشخاص ← ادامه
وقتی آقای کاشانی آمد، از او چه استقبال عجیب و غریبی شده بود؛
ولی اواخر، خودش برای مجلس ازدواج حاج آقا جعفر (اخوی ما) به منزل حاج میرزا عبدالعلی ـ که حاج آقا جعفر دامادش شده بود ـ آمد.
اشخاص ← ادامه
مرحوم آیتالله والد(سید احمد زنجانی) از مرحوم آیتالله شرفالدین این مطلب را نقل کردند:
که ایشان در سفر به قم میفرمود که من به یکی از علمای به اصطلاح اهل تسنن گفتم که آیا معنای حدیث سفینه« من رکبها نجا» ← ادامه
روشی برای درس خواندن!
یکی از توصیه های آن مرحوم که به درد طلبه ها هم می خورد، این است که از مرحوم آخوند می پرسد که ملا کاظم! شما درس من را مینویسید یا نه؟ ایشان عرض میکند که ← ادامه
طلبهای میگوید: من با همسرم به نجف رفتیم. تازه وارد بودیم و دو روز گذشت. هیچ کس را نمی شناختیم.
همسرم حامله بود. من خدا خدا میکردم که وضع حملش تأخیر بیفتد؛ اما دردش گرفت و من هیچ راهی بلد ← ادامه
از آشيخ كاظم دامغانى نقل شده است:
نزد آقاى نائينى رفتم و اجهازه اجتهادى را كه آميرزا محمد آقازاده به من داده بود، به آقاى نائينى نشان دادم.
در خاطرم نيست كه آيا شخص ديگرى هم آنجا بود يا نه، ← ادامه
آقاى اخوان مرعشى از مرحوم آسيد عبدالهادى شيرازى نقل مى كرد:
وقتى آسيد عبدالهادى از سامرا به نجف آمد، در صحن اميرالمؤمنين علیه السلام در بقعه اى كه ميرزاى شيرازى مدفون است، سكنا كرد.
مرحوم آخوند ظاهراً در همانجا به ← ادامه
آقا سيّد محسن [سید محسن امین (م۱۳۷۱ق)]، از علماى بزرگ شيعه است كه در شام سكونت دارد. نواده برادر مرحوم آقا سيّد جواد صاحب «مفتاح الكرامة» است.
اين است كه در طبع مفتاح الكرامه، نهايت زحمت را متحمّل شده، در ← ادامه
از مرحوم حاج آقاى والد(مرحوم حاج آقا سید احمد حسینی زنجانی) شنيدم كه مى فرمود:
من دو نفر را درك كردم كه از نظر بيان نظيرشان را نديدم: يكى آقا ضياء الدين عراقى و ديگرى حاج ميرزا محمد صادق خاتون ← ادامه
مرحوم حاج آقا مرتضی حائری از مرحوم سید حسین حائری نقل میکرد:
ایشان پیش عمویش (مرحوم سید محمد فشارکی) بود و به کارهای او رسیدگی میکرد. یک وقت سید حسین به حمام میرود. عمویش هر چه منتظر میماند که برای ← ادامه
مرحوم سید حسن صدر در تکمله می گوید:
آسید صدرالدین، بکاء فوق العاده داشته است. به حرم حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ مشّرف شد و حضرت را زیارت کرد و بعد دعای ابوحمزه ثمالی را شروع کرد. «إلهی ← ادامه
رفته بودم تهران برای دیدن حاج آقا مرتضی حائری که به منزل اخویشان حاج آقا مهدی وارد شده بود.
اخوی سید حسین حائری، به نام سید علی حائری معروف به شاه باغ هم آمدند.
ایشان میگفت: اخوی ما (سید حسین ← ادامه
آقای حاج ابوالفضل زنجانی از پدرش آقای حاج سیّد محمد زنجانی نقل میکرد که من خدمت میرزا رفتم.
میرزا مشغول نوشتن جواب استفتا بود. سیدی وارد شد و اظهار احتیاج کرد. میرزا توجهی نکرد. سیّد به میرزا پرخاش کرد که ← ادامه