راه نجات در سیر به مقاصد عالیه،
بدان كه راه نجات در سیر به مقاصد عالیه، تقوی و توسل به ائمه هدی، خاصه، ولی عصرـ روحی و ارواح العالمین له فداه ـ میباشد. مكرر این دو كلمه را برای شما و آقایان طلاب توضیح دادم.
۱- ← ادامه
بدان كه راه نجات در سیر به مقاصد عالیه، تقوی و توسل به ائمه هدی، خاصه، ولی عصرـ روحی و ارواح العالمین له فداه ـ میباشد. مكرر این دو كلمه را برای شما و آقایان طلاب توضیح دادم.
۱- ← ادامه
«در دبیرستان، استادی داشتیم به نام آقای کمرهای که خیلی در ادبیّات قوی بود. بعد هم که من طلبه شدم، با او رفتوآمد داشتم.
از جمله نصایحی که میکرد این بود: دو کار را بکن و دو کار را نکن!← ادامه
مرحوم آیت الله سید هادی میلانی(ره) به طلّابِ مبلغ توصیه میکرد که:
هرگز در تبلیغ اسم مرا نیاورید و با تقلید مردم کار نداشته باشید و دخالت نکنید!
ایشان به دو امر تأکید میکرد که با هم باید پیش بروند:← ادامه
«اخیراً به فکر افتادهام که برای ادامهٔ تحصیلات به نجف اشرف مشرّف شوم، زیرا، به طوری که خاطر مبارک مستحضر است، تعطیلات حوزهٔ قم بسیار زیاد شده. حقیر تقریباً ۷ سال است به قم آمدهام؛ ۳ × ۷ = بیست ← ادامه
جناب آقای فاطمینیا نقل کرد: در مدرسهٔ حجّتيه (اين قصّه واقعی است؛ يعنی آن شخص را من میشناسم و تازه هم فوت شده)، يك طلبهٔ آذریزبان كه پسر يكی از خوانين بود درس میخواند. پدر او، كه وضع مالی خوبی ← ادامه
ملا احمد نراقی صاحب معراج السعادة میفرماید:
برای پیدایش علوم کلیه، وحیات دل و روشنائی قلب، در سحرها به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام سلام بدهیم، با تکرار این شعر:
یاعلی یا ایلیا یابالحسن یا باتراب
حل مشکل، سرور دین، شافع یوم ← ادامه
آیت الله وحید خراسانی:
حاج شیخ حسین انصاریان:
مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی به من خیلی لطف داشتند در یکی از سفرهایم که به مشهد رفته بودم ، خدمت ایشان رسیدم ، این بار نیز ایشان خیلی اکرام کردند و با وجود ← ادامه
دکتر محمدهادی امینی، فرزند مرحوم علامه امینی:
«شبی پدرم را در خواب دیدم؛ دست ایشان را بوسیدم و عرض کردم: پدر جان، باعث نجات شما چه بود؟ ایشان میخواست مرا آزمایش کند؛ فرمود: چه میگویی؟ … عرض کردم آقا جان، ← ادامه
شیخ محمّدرضا بخارایی:
«مرحوم آیةالله آسیّد ابوالحسن اصفهانی گفتند:
کسانی که به درس آقای قاضی میروند راضی نیستم از نانی که میدهم استفاده کنند. لذا بعضی رفتن به درس مرحوم قاضی را ترک کردند.»
(ما سمعتُ ممّن رأیتُ، ج۱، ص٥٦)← ادامه
آقای صالحی خوانساری:
ایّام فاطمیّه، منزل مرحوم آیةالله گلپایگانی منبر بودم. گفتم: روز شهادت مادرم میخواهم سرم را برهنه کنم، هرکس هم در حدّ من است سرش را برهنه نماید. فوراً آیةالله گلپایگانی عمامهشان را برداشتند. بقیّه هم سرها را ← ادامه
«گاهی که در خدمت آیةالله مرحوم حاج سیّد احمد خوانساری (أعلى الله مقامه) راجع به بعضی از مسائل صحبت میشد و کسی حرفی میزد. با همان بیان متین و گفتار وزین، که خاصّهٔ چونان آیت عظیمی بود، میگفتند: قبیح است ← ادامه