میرزای شیرازی و سید جمال!
آقای آقا رضی شیرازی که از علمای طراز اول تهران است، از آشیخ بهاءالدین نوری و ایشان هم از پدرش آشیخ عبدالنبی نوری نقل کرد که ایشان میگفت:
در موقعی که سید جمال به اسلامبول تبعید شده بود، من در ← ادامه
آقای آقا رضی شیرازی که از علمای طراز اول تهران است، از آشیخ بهاءالدین نوری و ایشان هم از پدرش آشیخ عبدالنبی نوری نقل کرد که ایشان میگفت:
در موقعی که سید جمال به اسلامبول تبعید شده بود، من در ← ادامه
آقای آقا رضی شیرازی که از علمای طراز اول تهران است، از آشیخ بهاءالدین نوری و ایشان هم از پدرش آشیخ عبدالنبی نوری نقل کرد که ایشان میگفت:
در موقعی که سید جمال به اسلامبول تبعید شده بود، من در ← ادامه
آیت الله شبیری زنجانی:
اخوی ما مرحوم سیّد ابراهیم نقل می کرد: زمانی قفل درب باز نمی شد، یک ربع معطل شدیم باز نشد ناگهان اسم حضرت زهرا سلام الله علیها را آوردم بلافاصله باز شد.
بعد فرمودند خودم یک ← ادامه
زمانی، شیخ بهایی به قرض زیادی (بیش از ۱۵۰۰دینار) مبتلا شد به گونهای که از هیچ راهی قادر به ادای آن نبود و چند روز از شدت همّ و غم، از کارهای خود بازمانده بود.
او نقل کرده که «در
مرحوم حاج شیخ عباس قمی:
در آخر هر روز از روزهای ماه مبارک رمضان در وقت إفطار حقّ تعالی هزار هزار کَس را از آتش جهنّم آزاد میکند ، و چون شب جمعه و روز جمعه میشود در هر ساعتی ← ادامه
«در منبر از روش هیچ کس تقلید نکردم و فقط با نهایت سادگی و صراحت بیان، بدون پیرایه سعی میکنم آنچه به نظرم برای مردم مفید میآید بگویم. منبر خود را آلت دست هیچ کس و وسیلهٔ اجرای هیچ غرضی ← ادامه
مقابلهٔ حاجآخوند با تکفیرهای بیاساسِ فقها
«در آن زمان، در شهر ما و دیگر شهرها ادارهای بود به نام “ادارهٔ تحدید برای خرید و فروش تریاک”. یکی از علمای دینی شهر ما، که مردی محترم و نسبتاً عالم و باهوش ← ادامه
توصیهٔ پدرانهٔ حاج آخوند ملّا عبّاس تربتی به فرزندش مرحوم استاد حسینعلی راشد:
«دیگر از یادگارهای روزگار جوانیام این است که در همسایگی ما خانوادهای تهرانی اقامت داشتند که دارای پسران و دختران زیبا بودند و من به حکم کودکی ← ادامه
مراقبت نسبت به شکستگیِ دلهای مؤمنین
«مرحوم دکتر ضياءالأطبّاء، که از طبیبان قدیمی بود، میگفت: تابستان بود و من در حیاط بیرونی روی نیمکتی نشسته بودم و بیمارانِ مرد و زن همگی جمع بودند؛ بعضی روی نیمکت و بعضی روی ← ادامه
بدان كه راه نجات در سیر به مقاصد عالیه، تقوی و توسل به ائمه هدی، خاصه، ولی عصرـ روحی و ارواح العالمین له فداه ـ میباشد. مكرر این دو كلمه را برای شما و آقایان طلاب توضیح دادم.
۱- ← ادامه
«در دبیرستان، استادی داشتیم به نام آقای کمرهای که خیلی در ادبیّات قوی بود. بعد هم که من طلبه شدم، با او رفتوآمد داشتم.
از جمله نصایحی که میکرد این بود: دو کار را بکن و دو کار را نکن!← ادامه
مرحوم آیت الله سید هادی میلانی(ره) به طلّابِ مبلغ توصیه میکرد که:
هرگز در تبلیغ اسم مرا نیاورید و با تقلید مردم کار نداشته باشید و دخالت نکنید!
ایشان به دو امر تأکید میکرد که با هم باید پیش بروند:← ادامه