مرحوم حاج آقا ابوالفضل زنجانی:
🔹 «وقتی به نجف رفتم، چند روزی درس مرحوم آقا ضیاء عراقی شرکت کردم و بعداً دیگر نرفتم. تحصیل در نجف مثل قم نیست که به هر درسی خواستید، بروید و بعد هم نروید. امکان ← ادامه
مرحوم حاج آقا ابوالفضل زنجانی:
🔹 «وقتی به نجف رفتم، چند روزی درس مرحوم آقا ضیاء عراقی شرکت کردم و بعداً دیگر نرفتم. تحصیل در نجف مثل قم نیست که به هر درسی خواستید، بروید و بعد هم نروید. امکان ← ادامه
نقل میکنند که آقا سید حسین کوهکمری هر روز بعد از درس شیخ، حوزه درس داشته است. یک روز زودتر
شوخی مرحوم شیخ انصاری با فاضل دربندی
شیخ انصاری شوخیهای جالبی داشته است که با متانت و ذوق خاص توأم بوده است.
میگویند: فاضل دربندی، ملای با سواد معاصر شیخ بوده است و هر دو، شاگرد شریفالعلماء بودهاند. فاضل دربندی ← ادامه
صدورحکم تنباکو بخاطر در نظر گرفتن همه جهات چند ماه طول کشید.
در قصه تنباکو که میرزا میخواست اقدام کند، سعی عمدهاش این بود که جهات مختلف در نظر گرفته شود.
یکی این که معتقد بوده است حتی المقدور ناصرالدین ← ادامه
شنیدم که یکی از اعیان مهم تهران که از درباریها بوده، خدمت شیخ انصاری میرود و وضع زهد شیخ را که میبیند، ضمن تجلیل بسیار از شیخ، انتقادی از حاج ملا علی کنی میکند و میگوید: او متمّول است و ← ادامه
زمان مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم ـ رحمه الله علیه ـ که سیل آمد و جاهایی را خراب کرد، من خردسال بودم.
صدای سیل وحشتناک بود. منزل ما در کوچه ارک بود و صدای خروش سیل میآمد. حاج آقای ما ← ادامه
شیخ حر عاملی ـ که ثقه و عدل است و در وثاقتش هیچ شکی نیست ـ در اثبات الهداه می نویسد که ما در سال ۱۰۴۹ در «مشغَره» (دِه ایشان) در یکی از اعیاد با دوستان نشسته بودیم. شیخ حر ← ادامه
این جریان خیلی معروف است و خیلیها نقل کرده اند:
ظاهراً شیخ مهدی حکمی می خواست از تهران به قم بیاید. حاج فهیم ـ که از محترمین خدمه و از افراد متشخص و معنون بود و سمت خدمت در آستانه ← ادامه
نقل کردهاند که شیخ انصاری و آقا سید علی شوشتری با هم در راه نجف و کربلا بودند.
آنها از راه شطّ میرفتند و بر قایقی سوار بودند،
مرد عربی به شیخ جسارت میکرده و دائم در جای تنگ قایق ← ادامه
مرحوم آخوند ملا علی معصومی همدانی، ایشان شاگرد مرحوم حکیم هیدجی[۱] بودند، ایشان میگفت که مرحوم حکیم هیدجی جایی نمیرفت و در حجره بودند، منزل و اینها نبوده، ولی مریدهای داشت که آنها به حجرهی ایشان میآمدند.
مرحوم آخوند ← ادامه
از آقا نجفی اصفهانی نقل شده است که فرمود:
من حافظه نداشتم. یک وقت حرم رفتم، به نظرم حرم حضرت سیدالشهداء ـ علیه السلام ـ بود،
و هربار برای بی حافظگی ام به حضرت متوسل شدم که اگر من حافظه ← ادامه
یک قضیه ای مرحوم آسید جمال گلپایگانی در قم نقل می کرد، حاج آقای ما از ایشان شنیده بودند، آقای صدوقی هم شنیده بود.
آقای نایینی می فرموده که آسید محمد فشارکی را یک وقتی در خواب دیدم، انگشت راستش،