وقتی هیچ منیّتی در کار نباشد!

آشیخ هادی ابراهیمی نژاد:

حاج آقابزرگ را در میدان شهدای مشهد دیدم که قصد سوار شدن اتوبوس واحد برای رفتن به ابرده یا جاغرق (از ییلاقات اطراف مشهد) را داشتند.

ایشان شال پشمی تیره رنگی بر سر بسته بود و با قبایی کوتاه و بدون عبا بود.

لباس ایشان تقریبا شبیه لباس محلی بعضی از مناطق خراسان یا حداکثر لباس آخوند روستای.

آن چنان بی تکلف بود که کسی در این هیئت گمان نمی‌کرد ایشان یک شخصیت برجسته روحانی است.

بعدا عکس‌هایی از ایشان با همین هیئت دیدم.

همان گونه که گذشت برای حفظ احترام روحانیت در قوچان نه تنها در شؤون آنها دخالت نکرد بلکه در رفتن به مجالس مقدم بر آنها حرکت نمی‌کرد.

هر وقت کسی از علماء در جمع حضور داشت در نماز جماعت به او اقتداء می‌کرد.

روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی