سامری و گوساله اش!

چند مورد از تنزیل:

1-در مثل “مالک یوم الدین و ملک یوم الدین” یک قول این است که قرآن حقیقی یکی از این دو است، قول دیگر این است که گفته شود قرآن حقیقی یک بار مالک نازل شده و یک بار ملک.

بنا بر قول اول اگر در نماز صبح مثلا در رکعت اول “مالک یوم الدین” و درررکعت دوم “ملک یوم الدین” خواندیم آیا نماز درست است  یا نه؟ به جهت این که در واقع من در یکی از این رکعت، قرآن نخوانده ام .

جوابش این که چون ائمه سلام الله علیهم فرموده اند “فاقرأو کما یقرء الناس” یعنی قران را همان گونه که مردم (اهل سنت) می خوانند بخوانید، و مردم هم که به هر دو قرائت خوانده اند پس یکی از این دو به منزله دیگری است در آثار؛ یعنی اگر چه من فی الواقع قرآن در یک رکعت نخوانده‌ام اما آثار قرآن خواندن بار می‌شود یعنی نمازم درست است.

یا اگر نذر کردم قرآن بخوانم نذرم عملی شده است، اگر اجیر شده ام قرآن بخوانم حق مردم اداء شده است و الی غیر ذلک.

2-اگر کسی را اطاعت کردی در آثار به منزله عبادت حقیقی می‌باشد اگر اطاعت شیطان بود همان طور که پرستش و عبادت بت عذاب دردناک دارد اطاعت شیطان نیز عذاب پرستش بت را دارد و همان طور پرستش خداوند متعال نعمت ابد جزایش می‌باشد همچنین اطاعت رسول او نیز نعمت ابد جزایش می‌باشد.

3- چنان که حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها دومی را تشبیه به سامری و اولی را به گوساله سامری تشبیه فرموده است، (یا ابتاه هذا السامری و عجله تبعا و مال الناس عن هارون)

اگر چه دومی مانند سامری گوساله نساخت اما فی الحقیقه کسی را تراشید که به مسند خلافت اللهی تکیه بزند و مردم پیروی او را بکنند همان طور که گوساله سامری را پرستیدند، گناه این مردم مثل گناه آن مردم می‌باشد.

فی الواقع این عمر بن خطاب به منزله سامری است و ابوبکر به منزله گوساله سامری است که عمر وی را روی منبر گذاشت و دستش را بوسید و مردم نادان هم گوساله پرست شدند و پیروی و اطاعت کردند!

«روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه» خاطراتی از مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *