كیف كرده بودیم!

در قدیم رسم بود كه شبهای طولانی زمستان افراد دور كرسی جمع می شدند و برای سرگرمی یكی از افراد كتابی را می خو اند و بقیه گوش می كردند.

در یكی از این مجالس پیرمرد بیسوادی شركت می كرد وقتی زمستان تمام شد از دیگران پرسید:

این چه كتابی بود كه شبها برای ما می خواندند؟

گفتند: ورقه و گلشاه.1

پیرمرد گفت پس كیف كرده بودیم!

روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی

1- منظومه  «ورقه و گلشاه» اثر عیوِقی، یكی از آثار كهن ادبیات فارسی است درباره سرگذشت عشقِ پر سوز و گداز یك پسرعمو و دختر عمو 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *