نجات! نجات!

این مطلب از مسلمات است كه تا تقوا نباشد، تا قلب پاك نباشد تا تسلیم نباشد –لا یمسّه إلا المطهّرون، و لا یطهرالله قلب عبد حتى یسلّم لنا- آن علم الهی نصیبش نخواهد شد! همه صحبتهاى ما در این چند شب،همین كلمه است.

از خدا باید بخواهیم، یادگرفتن زیاد فایده ندارد، حرف زدن زیاد فایده ندارد، خدا مى‌داند! یاد گرفتن زیاد هم فایده ندارد!

نجات! نجات! نجات! نجات! منزل ما جاى دیگر است، ما باید از اینجا برویم، این حتمى است، بیا و برو هم ندارد، باید برویم جاى دیگر، آنجا، آنجا! آن نجات در آنجا! آن مقاماتى كه خدا براى مؤمن آنجا معین كرده.

آخر چرا انسان …؟! آن مقاماتى كه خدا، آن لطفهایى كه خدا دارد براى مؤمن… آدم یك خورده باید بیدار بشود! اگر هم اشتباهاتى… عرض كردم راهش همین است، چند مورد مخالفت نفس، انسان بكند و اشتباهاتى هم اگر دارد پشیمان بشود، اگر دارد، خوب بشر است خطا مى‌كند، اگر اشتباهاتى هم دارد بیدار بشود از خواب غفلت!

اول شرط براى رسیدن به كمال، براى نجات این است كه انتباه پیدا كند، از خواب غفلت بیدار بشود.

اما اگر چنانچه نه، یك مقدارى آدم یك دو سه مطلبى یاد گرفت و شنید، باز رفت بیرون، همان طورى كه كما كان، الآن كما كان، صرفیین چنین كردند، ما نیز چنین مى‌كنیم، باز همان حرفهاى همه روزه‌مان! همان كارهاى همه روزه‌مان! اگر بپرسند بگوییم صرفیین چنین كردند، ماهم چنین… -ماطلبه ها این جور مى‌گوییم-.

خوب مردم همه‌اش كاسبى مى‌كنند ما هم كاسبى مى‌كنیم، مردم حرف مى‌زنند ما هم حرف مى‌زنیم، مردم غیبت مى‌كنند ما هم غیبت مى‌كنیم! مردم دروغ مى‌گویند ما هم دروغ مى‌گوییم! مردم مال یكدیگر را مى‌خورند ما هم مى‌خوریم! صرفیین چنین كردند، ماهم چنین مى‌كنیم.

لازم نیست به زبان بگوید، هیچ كس به زبان نمى‌گوید من مال مردم مى‌خورم! به عمل مى‌گوید! عمل آقا! آدمى‌كه نماز نمى‌خواند، هیچ وقت نمى‌آید بگوید بابا مردم! ما نماز نمى‌خوانیم، به عمل! صرفیین چنین كردند، ما هم نیز چنین مى‌كنیم عملاً.

خوب حالا عمل، اول ما زاد انسان باید خودش را اصلاح كند، مواظب خودش باشد، فورى هنوز خودش را درست نكرده، این امر به معروف و نهى از منكر، به این دكان رسیده تو چرا چنین مى‌كنى، به او رسیده چى؟ نه! خودش را اول درست كند، نمى‌خواهم بگویم نباید امر به معروف كرد، خودش را درست كند تا امر به معروف، دیگران را بتواند بكند.

خوب بنده، من كاسب، باید كم فروشى نداشته باشم، دروغ هم نباید بگویم، عملاً! به عمل خودم هدایت كنم همسایه را، به زبان نه، به عمل! بنده حركات و سكنات خودم را تمام را مواظبت كنم، آن وقت این همسایه من از عمل من یاد بگیرد، كه اگر یك وقتى هم یك كلمه‌اى به اوگفتم بداند كه من روى نظرى نیست، من خودم آدم خوبى هستم، اگر گفتم به او مثلا غیبت بابا مناسب… مثلا به یك زبان خوشى، او وقتى دید من خودم غیبت كن نیستم آن وقت امر به معروف اثر مى‌كند!

اول مازاد خودش را آدم درست كند، امر به معروف و نهى از منكر، هدایت و اضلال به عمل تأثیرش بیشتر است، كسى را آدم بخواهد گمراه هم بكند به عمل بیشتر گمراه مى‌كند تا به زبان.

یك مرتبه مثلا بنده به زبان مى‌گویم بیا رفیق برخیز برویم به فلان جا، یك جایى كه نامشروع است، یك مرتبه خودم تشریف مى‌برم، وقتى او دید من مى‌روم او هم یاد مى‌گیرد دیگر! این است این طورى است.

پس اول بسم الله الرحمن الرحیم انسان خودش را مواظب باشد، یك خورده مخالفت نفس بكند، تا خداوند تبارك و تعالى دست انسان را بگیرد و هدایت كند، خداوند تبارك و تعالى تا یك قدمى آدم نرود نمى‌شود.

استغفار كند، توبه كند از گذشته‌اش، انشاء الله خداوند تبارك و تعالى لطف وعنایت…!

اما اگر نه! واقع مطلب این است، بدون رودرواسى اگر باز آدم همان صرفیین چنین كردند، ما هم نیز چنین مى‌كنیم، بدانید فایده ندارد، هى بدتر مى‌شود، این قدر غفلت! هى روز به روز بدتر مى‌شود!

غرض این را تعبدا باید قبول بفرمایید بعضى از آقایان یعنى، كه اگر همین طور كه هست ما داریم راه مى‌رویم، «این ره به تركستان است» مسلّم بدانید!

و اینها آقاجان صحبت لفظ نیست، حقیقت این طور است، آن شب عرض كردم كه انبیاء و ائمه آن علمى كه از طرف خدا به آنها داده شده، آنها واقعیات را مى‌بینند به ما مى‌گویند، روزنامه نیست، از پشت پرده حرف نمى‌زند، آنچه مى‌فرماید حقایق عالم را مشاهده مى‌كند و… اگر گفتند این چاه است باور كن دیگر! خودت را نینداز توى چاه.

دیگر حالا این نعمتِ باور هم خدا به كى مرحمت كند به كى نكند؟ آن را هم نمى‌دانم! این نعمت باور، ایمان یعنى باور، واقعا مطلب انسان باورش بیاید، این نعمت را هم باید باز… این را چطور از خداوند آدم بخواهد؟ كه خدا به انسان یك لطفى بكند كه مطلب را باور كند، اگر گفتند اگر فرمودند كه این كار حرام است واقعا باورش بیاید كه حرام است، باورش بیاید كه این چاله است، باورش بیاید كه این آتش است باطنش، ملكوت این آتش است، باورش بیاید، او را، او را باید…

خداوند تبارك و تعالى دعا كنیم كه به همه‌ى ما نعمت ایمان و باور را عنایت كند.

بر محمد و آل محمد صلوات.

از مجموعه بیانات عالم ربانی مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی

2 دیدگاه دربارهٔ «نجات! نجات!»

  1. سلام علیکم. بسیار عالی بود. اتفاقی با سایت آشنا شدم. اگه لطف کنید در تلگرام هم فعالیت کنید خیلی خوب میشه.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله