«استاد ما مرحوم سیّد کاظم عصّار، که نزد او كفايه و فلسفه خواندم، شاگرد شیخالشریعهٔ اصفهانی بود. وی میفرمود:
شیخالشریعه در درس به بعضی از اشکالات جواب میدادند و به برخی اصلاً اعتنا نمیکردند. در درس، شیخی بود که پیش از هر اشکالی، ابتدا حرف نامربوط و ناسزایی میگفت و بعد اشکالش را مطرح میکرد.
برای نمونه روزی خطاب به شیخالشریعه گفت: آقای شیخ! این سقّای صحن خیلی بهتر از شما درس را تقریر میکند! سپس اشکالش را مطرح کرد و استاد هم جواب داد.
روزی به استاد عرض کردیم: چرا شما به اشکالات ما که مطابق موازین است، اعتنا نمیکنید، امّا به اشکالات این شیخ بیادب پاسخ میدهید؟
ایشان فرمود: غرضِ من فهماندن درس است. شما درس را میفهمید، امّا این شیخ تا ناسزا نگوید حواسش جمع نمیشود و اگر دقّت کنید، در پاسخ او عيناً همان مطلب قبل را تقریر میکنم!»
(شیخ نصرالله شاهآبادی؛ حدیث نصر، ص٤١٦)