وقتى إمام حسن عليه السّلام با معاويه مصالحه كرد، مردم به نزد او آمدند و بعضى از آنها إمام را به واسطۀ بيعتش مورد سرزنش قرار دادند.
حضرت فرمود: واى بر شما، چه مىدانيد كه چه كردم؟ به خدای تعالی سوگند اين عمل براى شيعيانم از آنچه كه آفتاب بر آن بتابد و غروب كند بهتر است، آيا نمی دانيد كه من به نصّ رسول خدا صَلَّى اللهُ عليهِ و آلِه وَ سَلّمَ إمام مفترض الطّاعة بر شما هستم و سرور جوانان بهشتم؟ گفتند آرى.
فرمود آيا مي دانيد كه وقتى خضر عليه السّلام كشتى را سوراخ كرد و ديوار را بپا داشت و آن جوان را كشت، اين کارها موجب خشم موسى بن عمران گرديد، چون حكمت آنها بر وى پوشيده بود، امّا آن اعمال نزد خداى تعالى عين حكمت و صواب بود؟
آيا مي دانيد كه هيچ يك از ما امامان نيست مگر آنكه بيعت ظالم زمانش بر گردن اوست، مگر قائمى كه روح الله عيسى بن مريم پشت سر او نماز مىخواند؟
خداوند متعال ولادت او را مخفى مىسازد و شخص او نهان مي شود تا آنگاه كه خروج كند، و بيعت أحدى بر گردن او نباشد.
او نُهمينِ از فرزندان برادرم حسين عليه السّلام است و فرزند سرور كنيزان، خداوند عمر او را در دوران غيبش طولانى مي گرداند، سپس با قدرت خود او را به صورت جوانى كه كمتر از چهل سال دارد ظاهر مىسازد تا بدانند كه خداوند بر هر كارى توانا است.
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج2، ص: 289