امام حضرت صادق علیه السّلام:
سعید بن جبیر اعتقاد به إمامت زین العابدین علیه السّلام داشت ، و ثناء آن جناب بسیار میگفت ، و به این سبب حَجّاج لعین او را شهید کرد.
چون سعید را به نزد آن ملعون بردند ، گفت توئی شقی بن کسیر؟ سعید گفت مادر من نام مرا بهتر از تو می دانست و او مرا سعید بن جبیر نام کرد.
حجّاج گفت چه می گوئی در شأن أبوبکر و عمر در بهشت می دانی ایشان را یا در جهنّم؟
سعید گفت اگر داخل بهشت شوم و أهل بهشت را ببینم خواهم دانست که در بهشت است، و اگر داخل جهنّم شوم و أهل جهنّم را ببینم خواهم دانست که در جهنّم است.
حجّاج گفت چه می گوئی در حقّ خلفاء دیگر؟
سعید گفت مرا بر ایشان وکیل نکردهاند.
حجّاج گفت کدام یک را دوست تر می داری؟
گفت هر یک از ایشان که نزد خالق من پسندیده ترند.
حجّاج گفت کدام یک نزد خالق تو پسندیده ترند؟
سعید گفت این علم نزد کسی است که آشکار و پنهان ایشان را می داند.
حجّاج گفت نمی خواهی بمن راست بگوئی؟
سعید گفت نمی خواهم بتو دروغ بگویم.
پس آن لعین أمر کرد به قتل او.
و یافعی از علماء مخالفان نقل کرده است که حجّاج بعد از شهادت سعید زیاده از چهل روز زنده نبود، و در ایّام مرضِ موت بیهوش میشد و باز به هوش میآمد و میگفت چه میخواهد از من سعید بن جبیر؟
و در روایت است که هرگاه به خواب مي رفت، سعید را می دید که دامن او را گرفته و می گفت ای دشمن خدا به چه جهت مرا کُشتی؟!
جلاء العیون / علّامه محمّد باقر مجلسی / باب ۶ ، فصل ۳.