حکایتی آموزنده از آیةالله حجّت کوهکمری!
❇️ «یک تاجر بهنام و متدیّن … در روزگاری [که] کشور در اشغال سربازان بیگانهٔ جنگ جهانی دوم بود، برای چهار تن از علماءِ بهنام قم، چهار منزل به صورت بیرونی و اندرونی ساخت که تشکیل یک کوچه را داد ← ادامه
❇️ «یک تاجر بهنام و متدیّن … در روزگاری [که] کشور در اشغال سربازان بیگانهٔ جنگ جهانی دوم بود، برای چهار تن از علماءِ بهنام قم، چهار منزل به صورت بیرونی و اندرونی ساخت که تشکیل یک کوچه را داد ← ادامه
مرحوم مطهّری:
▫️ «مرحوم آیةاللهالعظمی سیّد محمّد حجّت، یک سیگاریای بود که من واقعاً هنوز نظیر او را ندیدهام. گاهی سیگار از سیگارش قطع نمیشد. بعضی وقتها هم که قطع میکرد، مدّتاش خیلی کوتاه بود و طولی نمیکشید که مجدّداً ← ادامه
🔸 «حاج آقا حسین [قمی] خطّ نداشت. حتّی نام خودش را به سختی مینوشت؛ آن هم به صورت حسین قمر دیده میشد!
🔹 آقای عندلیب میگفت: حاج آقا حسین به من گفت: نامهای به آشیخ مرتضی آشتیانی که ساکن مشهد ← ادامه
🔸️ «آقای عندلیبی در نوشتهای که برای اینجانب فرستاده چنین مرقوم فرموده:
🔹️ یکی از آقازادگانِ آقا (مرحوم حاج آقا حسین قمی) میخواست شناسنامه بگیرد. در کربلا[ی] معلّی مراجعه نموده بود به کنسولگری، و سه سالی هم شاید از بلوغاش ← ادامه
🔸 مرحوم حاج آقا تقی قمی از مرحوم حاج آقا باقر -یکی از فرزندان مرحوم حاج آقا حسین قمی- نقل کردند که:
🔹 طلبهای را از مدرسه بیرون کرده بودند. خدمت آقا شرفیاب گردید و به عرض رسانید: یا دستور ← ادامه
مرحوم حاج آقا تقی قمی از آقای عندلیبی -که از اصحاب مرحوم حاج آقا حسین قمی بودند و بعد از سکونت در مشهد مقدّس در آنجا به رحمت خدا رفتند- نقل کردند:
وقتی از طرف آن بزرگوار، نامهٔ تسلیتی نوشتند ← ادامه
«مردم و متدیّنین ایلام، زمانی از آیتاللهالعظمی گلپایگانی (ره) درخواست کرده بودند که عالمی را برای آنجا بفرستند. پس از بررسی قرار شد حجّتالإسلاموالمسلمین آقای شیخ عبدالرّحمٰن ایلامی (ره) که از فضلای حوزهٔ علمیّهٔ نجف بود به آنجا اعزام شوند.← ادامه
«آیتاللهالعظمی خویی (ره) در برنامهٔ روزانهٔ خود بسیار پرتلاش و کوشا بودند، و برای تمام اوقات خود برنامهریزی منظّمیکرده بودند، و هیچ زمانی به بطالت و بیفایدگی نمیگذشت.
🔸 وقتی هرروز برای تدریس از منزلشان در کوفه به نجف میآمدند، ← ادامه
از برخی افواه شنیدم که مرحوم صاحب جواهر درباره جمع بین اشبار و اوزان لغزشی داشته اند. ذهن مرحوم حیدر قلی خان سردار کابلی مشغول می شود و حیران ← ادامه
آقای حاج آقا مرتضی حائری نقل می کرد:
حاج آقا حسین برقعی از شاگردهای آقای آشیخ محمدعلی اراکی به من گفت: وضع مالی آقای اراکی خیلی بد است. شما برای ایشان فکری بکنید.
من خدمت آقای بروجردی رفتم. جمعی آنجا ← ادامه
🔹️ «دوستی داشتم به نام پسر علیرضای درویش که رمل عالی داشت و مطالب را به طور خوبی نقل میکرد اگر میخواست نقل کند.
🔸️ گفت: من در سنّ جوانی از حضرت رضا – علیه السّلام – بیست تومان درخواست ← ادامه
🔹️ «یکی از علمای مشهور خراسان در اوّل مشروطهٔ ایران، به نام آسیّد علی سیستانی، مشهور بوده و مخالفت با مشروطه مینمودند. یکی از معاصرین نقل کرد: ایشان در حدود هشتاد مصیبت از مشروطه که بر مردم وارد میشود نقل ← ادامه