برادرانت را دعوت کن!
یکی از اصحاب امام صادق -صلوات الله علیه- نقل میکند:
به محضر حضرت از احوالاتم و از آشفتگی کارهایم شکایت کردم.
امام فرمودند: …(سفرهای بینداز و) برادرانت را دعوت کن، غذايى برايشان آماده ساز و از ايشان بخواه كه برايت ← ادامه
یکی از اصحاب امام صادق -صلوات الله علیه- نقل میکند:
به محضر حضرت از احوالاتم و از آشفتگی کارهایم شکایت کردم.
امام فرمودند: …(سفرهای بینداز و) برادرانت را دعوت کن، غذايى برايشان آماده ساز و از ايشان بخواه كه برايت ← ادامه
رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله:
عُلَماءُ هَذهِ الاُمَّةِ رَجُلانِ رَجُلٌ آتاهُ اللّهُ عِلمًا فطَلَبَ بِهِ وَجهَ اللّهِ وَ الدّارَ الآخِرَةَ وَ بَذَلَهُ لِلنّاسِ وَ لَم يَأخُذ عَلَيهِ طَمَعاً وَ لَم يَشتَرِ بِه ثَمَناً قَلِيلاً فَذلِکَ يَستَغفِرُ لَهُ مَن ← ادامه
امام صادق علیهالسلام:
إيَّاكُمْ وَ اَلْخُصُومَةَ فَإِنَّهَا تَشْغَلُ اَلْقَلْبَ وَ تُورِثُ اَلنِّفَاقَ وَ تَكْسِبُ اَلضَّغَائِنَ
از خصومت و دشمنی بپرهيزيد كه آن دل را مشغول مىكند و موجب نفاق مىشود و كينه به بار مىآورد.
اصول کافی/ ج۲ ص۳۰۱
اميرالمؤمنين علیهالسلام:
إنَ لِلْجِسْمِ سِتَّةَ أَحْوَالٍ الصِّحَّةَ وَ الْمَرَضَ وَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ وَ النَّوْمَ وَ الْیَقَظَةَ وَ کَذَلِکَ الرُّوحُ فَحَیَاتُهَا عِلْمُهَا وَ مَوْتُهَا جَهْلُهَا وَ مَرَضُهَا شَکُّهَا وَ صِحَّتُهَا یَقِینُهَا وَ نَوْمُهَا غَفْلَتُهَا وَ یَقَظَتُهَا حِفْظُهَا.
جسم و بدن ← ادامه
رسول الله صلی الله علیه و آله:
در شب اسراء که به آسمان سفر کرده بودم
دیدم بر در ششم بهشت نوشته شده است:
هرکس دوست دارد قبرش وسیع باشد مسجد بنا کند.
هرکس دوست دارد کرمهای زمین بدنش را ← ادامه
عبدالرحمن بن سیابه میگوید: هنگامی که پدرم از دنیا رفت، یکی از دوستان پدرم به منزل ما آمد و بعد از تسلیت گفت: آیا از پدرت ارثی باقی مانده است تا بتوانی به وسیلهٔ آن امرار معاش کنی؟
گفتم: نه؛← ادامه
امیرالمؤمنین علیهالسّلام:
لَا تُشْعِرْ قَلبَکَ الهَمَّ عَلَى مَا فاتَ فيَشْغَلَکَ عَمّا هُو آتٍ
براى آن چه از دست رفته است، اندوه به دلت راه مده، كه تو را از آن چه مىآيد باز مىدارد.
📚غررالحكم ح۱۰۴۳۴
شخصی از امام جواد (علیه السلام) پرسید، چرا عده ای از مسلمانان از مرگ هراسانند و آن را ناخوش دارند؟
امام جواد (علیه السلام) فرمود: زیرا آنها مرگ را نمی شناسند از این رو آن را خوش ندارند. اگر آن ← ادامه
یحیی بن نعمان میگوید: محضر امام حسین (علیه السلام) بودم، عربی گندم گون خدمت آن حضرت رسید و سلام کرد. امام پاسخ سلام او را دادند. عرب عرض کرد: یابن رسول الله پرسشی دارم. امام (علیه السلام) فرمودند: بپرس!
مرد ← ادامه
ابوحمزه ثمالی نقل میکند که امام صادق علیه السلام فرمودند:
بپرهیز از ریاست و بپرهیز از اینکه پشت سر اشخاص راه بروی؛
ابوحمزه گوید: گفتم فدایت شوم، اما ریاست را میشناسم، ولی دربارهٔ پشت سر اشخاص راه رفتن، دو سوم ← ادامه
اباصلت هروی گوید: روزی مأمون عباسی لعنة الله علیه به حضرت امام رضا علیهالسلام گفت: یا أباالحسن! ما را از جدّت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آگاه ساز که چرا و به چه معنایی “قسیم الجّنة والنّار” خوانده میشود، که این مطلب فکر ← ادامه
یونس نقاش، در سامرا همسایهٔ حضرت امام هادی علیه السلام بود، پیوسته به حضور امام شرفیاب میشد و به آن حضرت خدمت میکرد.
یک روز در حالی که لرزه اندامش را فرا گرفته بود، محضر امام آمد و عرض کرد: ← ادامه