اصل عدمشه!
در درس یكی از اساتید طلبه بیسوادی شركت می كرد، گاهی در بین درس مطلبی مورد بحث قرار می گرفت و همهمه به پا می شد در آن لحظه شلوغی و سرو صدا آن طلبه هم با سایر افراد هماهنگ ← ادامه
در درس یكی از اساتید طلبه بیسوادی شركت می كرد، گاهی در بین درس مطلبی مورد بحث قرار می گرفت و همهمه به پا می شد در آن لحظه شلوغی و سرو صدا آن طلبه هم با سایر افراد هماهنگ ← ادامه
به بعضی از طلاب به شوخی می فرمود:
آیا شما مجتهد فاقد الشرایط شدهأی؟
“روزنهای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی
وقتی كه در مدرسه دو درب مشهد مشغول به تحصیل بودم شخصی از اهالی روستای ما(خیرآباد قوچان) به سراغ من آمده بود، ولی نتواسته بود مرا پیدا كند.
بعدها كه او رادیدم از او پرسیدم چطور مرا پیدا نكردی؟
گفت: ← ادامه
در مجلسی كه غذا پلو گوشت بود، یكی از میهمانان برنج را كنار می زد تا گوشت را از زیر برنج بیرون بیاورد.
دیگری به اوگفت: آقا! نبش قبر حرام است!
او در جواب گفت: مگر برای انتقال به مشاهد ← ادامه
شخصی عالم نما كه تظاهر میکرد از علماء عرب است به قوچان آمد و به منزل آقای براتی كه من در آنجا بودم وارد شد.
من به تركی به آقای براتی گفتم من این آقا را نمی شناسم.
بعد برای ← ادامه
كلاشی لباس آخوندی پوشیده بود و عمامهی سیاهی هم بر سر گذاشته بود.
وی به قوچان سفر میكرد وبه لطایف الحیل از مردم پول جمع میكرد.
از جمله حیلههای او این بود که لای عمامهاش چراغ قوه میگذاشت و در ← ادامه
در زمان ما در نجف به آقاسید ابوالحسن رحمة الله علیه فحش مینوشتند، پسر آقا را سر نماز جماعت سربریدند.
جریان از این قرار بود که شخصی از سید تقاضای پولی کرده بود و مکررا به منزل سید میرفته و ← ادامه
اهل علمی در مسجد كوفه در حال اعتکاف بوده است.
در این هنگام چشمش به ماری می افتد و آن را میكشد.
ناگهان اجنه ای که در مسجد حضور داشتند به او حمله میكنند، معلوم می شود آن مار در ← ادامه
یک وقتی مرحوم شیخ علی زاهد در نماز جماعت (نماز عشا) سلام نماز را که می دهد، همه مأمومین بالاتفاق میگویند شما نمازتان را سه رکعتی سلام دادید!
ایشان بر خلاف همه می گوید نه من چهار رکعت خواندم.!
← ادامه“
روزی مرحوم شیخ علی زاهد قمی در حمام دستش را به در و دیوار حمام می گذارد.
شخصی به ایشان اعتراض میکند (که شاید در و دیوار حمام پاک نباشد).
ایشان در جواب می گوید: من مقلد شما نیستم.
← ادامه“
به کسی تعارف نمیکرد!
مرحوم حاج آقا حسین قمی به خاطر ضعف ناشی از کهولت سن، آب پرتقال می خو رد و میفرمود:
خوردن این وظیفه من است، لذا به کسی هم تعارف نمیکرد.
اشلون مجتهد لا یصلی و ← ادامه
یک روز آیة الله سید محمود شاهرودی (مرجع تقلید در نجف) فرمود: می خواهم یک نماز با احتیاط کامل (و رعایت شرایط واقعی) بخوانم.
برای همین داخل شط شد و بدن و لباسش را کاملا تطهیر کرد بعد بیرون آمد ← ادامه