ای با خبر از حال ما!
سلام یابن فاطمه، سلام یابن العسکری
امید قلب ما همه، سلام یابن العسکری
ای یوسف زهرا بیا
آواره صحرا بیا
آقا بیا آقا بیا
………
چه می شود به ما نظر، به خاطر خدا کنی
تو در قنوت نافله، برای ← ادامه
سلام یابن فاطمه، سلام یابن العسکری
امید قلب ما همه، سلام یابن العسکری
ای یوسف زهرا بیا
آواره صحرا بیا
آقا بیا آقا بیا
………
چه می شود به ما نظر، به خاطر خدا کنی
تو در قنوت نافله، برای ← ادامه
خوشا لبی که دم زد از نوای صاحب الزمان
خوشا دلی که پر شد از ولای صاحب الزمان
خوشا بحال عاشقی که هر سحر دقایقی
کند کبوتر دلش هوای صاحب الزمان
خوشا به دیده ای که تر. شود به یاد ← ادامه
بیت وحی و شعله های نار أَینَ المُنتَقِم
سوخت در آتش گل و گلزار أَینَ المُنتَقِم
این صدای ناله زهراست می آید به گوش
از میان آن در و دیوار أَینَ المُنتَقِم
مادر و شش ماهه باهم پشت در افتاده ← ادامه
ای غائب از نظرها کی میشود بیائی
برقع ز رخ بگیری صورت به ما گشایی
هم دست تو ببوسیم هم دور تو بگردیم
هم رو نما ستانی هم رو به ما نمایی
آیا به کوه رضوی آیا به طور سینا← ادامه
کرامت پیشه ای بی مثل و بی مانند می آید
که باران تا ابد پشت سرش یک بند می آید
کسی که نسل او را می شناسد خوب می داند
که او تنها نه با شمشیر، با لبخند می آید← ادامه
پسر ماه بیا در شــــــــــب یلدا بدرخش
ای مسیحای دل خسته ی زهرا بدرخش
سالیانی ست که ما چشم به راه فرجیم
نجمة الزاهره بـــــــر تارُک دنیا بدرخش
شب یلدایی ایـــــن هجر ندارد پایان؟!
سرتان سبز بــــه آیینه ی فردا ← ادامه
ای ولی عصــــــــــــر و امام زمان
ای سبــــــــب خلقت کون و مکان
حجّت حــــــق حامیِ دین العجل
شیعه گـــــــــــــرفتارُ ببین العجل
ای بـــــــــــــه ولای تـــو تولّای ما
مهـــــــــــر تـــــــو آیینهٔ دلهای ما
تا تـــــــــو ز ما روی نهان کردهای
غم ← ادامه
السلام علیک یا اباعبدالله (ع)❤️
هر شب جمعه که دلتنگ زیارت می شوم
میروم در گوشه ای غرق عبادت می شوم
یا سلامی میدهم از بام خانه بر حرم
چون کبوتر راهیه صحن و سرایت می شوم
با دوبال حسرتم ← ادامه
رفته بودم سوی قبرستان شهر
هر که را دیدم سوا خوابیده بود
در کنار یکدگر ریز و درشت
هر کسی در زیر پا خوابیده بود
خاک بر سر بود در گل هر کسی
بی غذا و بی هوا خوابیده بود← ادامه
دردا که در این موجِ بلا، حالِ دعا نیست
این درد چرا چارهی بیدردیِ ما نیست؟!
با اجنبیان کار ندارم، خودمان را
قدری که امید است به اَلکُل، به خدا نیست!
ترس از دگری دارم و امّید به دیگر
نسبت ← ادامه
تا روی ماهِ يارِ ما در اِستتار است
عالَم گرفتارِ غم و رنج و فشار است
تاريک، آفاقِ جهان ز آشوب و شرّ است
پر از فِتَن، هر بوم و هر شهر و ديار است
فقر و فساد و معصيت، ← ادامه
خورشید آسمان بیان مرتضی علی است
جمشید دار ملک امان مرتضی علی است
اصل وجود و مایه جود و جهان جود
نور زمین و زین زمان مرتضی علی است
شاهی که در قبیله آدم نیافرید
همتای او خدای جهان مرتضی ← ادامه