درس خواندن در شرایط فقر و سختی!
شرح حال مرحوم سید محمد باقر درچهای!
بعد از 14 سال تحصیل به اصفهان بازگشت، و تا زمان فوتشان نیز در اصفهان ماندند. در دوران طلبگیشان در نجف بسیار کوشا و پرتلاش بودند و از شاگردان میرزا حبیبالله رشتی بوده ← ادامه
شرح حال مرحوم سید محمد باقر درچهای!
بعد از 14 سال تحصیل به اصفهان بازگشت، و تا زمان فوتشان نیز در اصفهان ماندند. در دوران طلبگیشان در نجف بسیار کوشا و پرتلاش بودند و از شاگردان میرزا حبیبالله رشتی بوده ← ادامه
جواد بن محمد حسینی عاملی از شاگردان مرحوم سید بحرالعلوم، وحید بهبهانی و آقا میرسید علی صاحب ریاض بوده است. مرحوم نوری در کتاب «کلمه طیبه» قضیه ای راجع به این بزرگوار نقل کرده که نقلش مفید است:
شبی جناب ← ادامه
مرحوم آیتالله سید محمود دهسرخی به آنچه از دین خوانده و فهمیده بودن عمل میکردن؛ اهل توجیه کردن نبود. تبحّر خاصّی در فهم روایت داشت. اگر چیزی میپرسیدند و نمیدانست، به راحتی میفرمود: لا أدری؛ نمیدانم؛ بیلمیرَم.
در ایّام محرّم ← ادامه
مرحوم رضوانمقام، آیتالله آقای سیّد محمود دهسرخی اصفهانی، بیش از سی سال در نجف اشرف در یک خانهٔ ٣٦متری استیجاری (در یک طبقه خانواده، یک مطبخخانه و یک طبقه هم برای مراجعین و مطالعهاش) سکونت داشتهاند.
از آن زمانی هم ← ادامه
از فقیه اهل بیت عصمت و طهارت، مرحوم آیةاللهالعظمیٰ گلپایگانی نقل شده است:
«در سفرى كه به عتبات عاليات مشرّف بوديم، چون به كربلاى معلّى مشرّف شديم، بعد از زيارت سيّدالشهداء (عليه السلام) به حضرت عرض كردم: آقا! پدرتان اميرالمؤمنين ← ادامه
حاج رضا حیدری:
«دختر مرحوم شیخ باقر نجمآبادی دو ساعت مانده به افطار نزد پدرش آمد و گفت: آقاجان، برای افطار هیچ چیز نداریم. مرحوم حاج شیخ گفت:
پدرجان، هنوز دو ساعت به افطار مانده و خدا بزرگ است!»
(ما ← ادامه
«وقتی به آیةالله حکیم خبر دادند جمعی از زائران ایرانی را که قاچاق آمدهاند دستگیر نموده و برای هر کدام پنج سال زندانی بریدهاند و برای رئیس آنها هم پانزده سال، ایشان پسرشان سیّد مهدی را از بغداد احضار میکنند ← ادامه
مرحوم حاجشیخ(عبدالکریم)، خیلی عاقل و پخته بود و برای این که در دعواهای طرفداران و مخالفین مشروطه وارد نشود، به کربلا رفت. نجف همگی طرفدار آخوند(خراسانی) بودند، لذا آشیخ محمدرضا مسجدشاهی و مرحوم حاجشیخ(عبدالکریم) برای اینکه از این دعواها دور ← ادامه
«شیخ در خانهٔ قدیمیِ محقّری زندگی میکرد و با اینکه خانه به تجدید بنا یا تعمیر اساسی نیاز داشت، شیخ راضی به تعویض یا تجدید بنای آن نشد و فقط مختصر تعمیری توسّط ملّا مصطفی، معمار بارگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ← ادامه
«تا پیش از ریاست و زعامت شیخ، زائران عتبات از دو راه به زیارت میرفتند. یک راه از راه هَور و رودخانهٔ فرات، که گاهی زَورَق آنها غرق میشد، و راه دیگر از صحرا که بیشتر اوقات توسّط اعراب بادیهنشین ← ادامه
پراکندههایی از شیخ انصاری / ۹
یکی از اسباط شیخ نقل میکند: «در زمان دولت قاجار، غالب زوّار مشهد الرضا (علیه السلام) در میان راه گرگان و قوچان گرفتار حملهٔ ترکمنهای سنّیمذهب میشدند. این طایفه، که از ضعف دولت جری ← ادامه
«مرحوم پدرم [= شیخ محییالدین مامقانی] از مرحوم آیةالله حکیم نقل میکردند که:
مرجعیّت شیعه خواستنی نیست، خیلی سختی و مسؤولیّت دارد و من خیلی سختی کشیدم.
و ناگهان دو قطره اشک از چشمان ایشان پشت شیشهٔ عینکشان پرید!»
(ما ← ادامه