متفرقات

باز شدن در خانه با ذکر یا فاطمه!

برای سید مرتضی کشمیری مهمان می‌آید و لازم بود که داخل حجره شود؛ ولی در حجره قفل بود و کلید نیز همراه نداشت.

ایشان می گوید :« معروف است که اگر کسی نام مادر حضرت موسی ـ علیه السلام ـ ← ادامه

ویژگی کتاب المراجعات!

آقای صدر می‌گفت: به منزل آقای بروجردی رفتیم. گویا بعد از وفات آقای شرف‌الدین ـ قدس سره ـ بود.

آقای بروجردی می‌فرمود: «خواب دیدم که مهمان آقای شرف‌الدین شدم و ایشان یک پذیرایی خیلی جانانه و عالی‌ای از ما کرد.

ادامه

نجواهای شاعرانه یک مسیحی با سید الشهداء سلام الله علیه!

نزار فرانسیس شاعر مشهور مسیحی شعری بسیار جالب برای امام حسین سروده است.

این شعر به زبان عربی است با این آرزوی شاعر آغاز می‌شود:

لو کان النا الحسین و اصحاب

اگر حسین و اصحابش را داشتیم

کلیپی از شاعر

ادامه

توفیقات طاهر خوشنویس تبریزی!

طاهر خوشنویس تبریزی (۱۳۵۵ – ۱۲۶۷ خورشیدی) فرزند «عبدالرحمن»از نسخ‌نویسان صاحب‌نام معاصر است که در روستای هلق بخش سیه‌رود شهرستان جلفا در استان آذربایجان شرقی زاده شد. او کاتب بسیاری از قرآن‌های چاپی، نهج‌البلاغه، کتاب‌های دعا و کتب دیگر ادامه

چنان لطف او شامل هرتن است!

نقل شده که یکی از بزرگان سوار تاکسی شده بود در مسیر راه نفس عمیقی میکشه و از ته دل میگه: ای خدای من!
راننده تاکسی با اعتراض میگه یه جوری میگی ای خدای من که انگار فقط خدای شماست!!← ادامه

بهلول و مرد ثروتمند!

شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به مسخره بگیرد. به بهلول گفت: هیچ شباهتی بین من و تو هست؟ بهلول گفت: البته که هست. مرد ثروتمند گفت: چه چیز ما به همدیگر شبیه است، بگو!

بهلول جواب داد: ← ادامه

یک روز هم از جهنم بگویید!

کشیشی در مقام وعظ، برای مریدان خود اوصاف بهشت را می گفت و ابداُ از جهنم دم نمی زد،

تا این که روزی یکی از حاضران گفت: شما همیشه برای مردم بهشت را شرح می دهید، آخر یک روز هم ← ادامه

نعوذُ باللّه!

یکی از خلفای عباسی که بسیار ظالم و ستمگر بود به یکی از ندیمان خویش گفت: ‌

برای من لقبی پیدا کن که پسوند آن اسم “اللّه” باشد، مثل اَلْمُعتَصم بِاللّه،

آن ندیم پس از لحظه‌ای گفت: هیچ لقبی برای ← ادامه

نزول آیه به ضرب چماق!

سه نفر به نامهای محمد، ابراهیم و موسی مسجدی ساختند. یس از آن، امام جماعتی را برای مسجدشان معین کردند. شبی امام جماعت در نماز مغرب سوره اعلی را خواند تا به این آیه رسید: “صحف ابراهیم و موسی”.

آن ← ادامه

هذا غایة ما فی الباب!

دو نفر طلبه از محله ای عبور می کردند به درب خانه ای رسیدند که شخصی در آنجا تغوط کرده بود
یکی از آن دو نفر به رفیقش گفت: هذا غایة ما فی الباب!

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا