نکته هایی از زندگانی بزرگان

حاج شیخ عبدالکریم حائری و لزومِ نظامِ اجباریِ سربازی!

آقای فرید اراکی نقل می‌کرد: مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری دربارهٔ لزومِ نظامِ اجباریِ سربازی می‌فرمود:

«برای مقابله با اشرارِ داخلی و جلوگیری از مهاجمینِ خارجی، قشون و نیرویی لازم است وگرنه هرج و مرج می‌شود. بنابراین بودنِ قشونِ نظامی ← ادامه

به شیخ عبدالکریم بگو: مضطرب نباش!

◼️ #رؤیای_صادقه_و_گشایش_مالی_حوزه_قم_با_عنایت_امام_زمان_علیه‌_السلام

 

آیت‌الله گلپایگانی (رحمة‌الله‌علیه) که خود از آغازِ تشکیل حوزه علمیه قم حضور داشتند، در سال ۱۳۹۷ قمری فرمودند:

مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری ابتدا در اراک حوزه‌ای تأسیس کردند، و سپس به‌قصد زیارت سفری به‌قم نمودند.← ادامه

مرجعیّتِ شیخ انصاری بعد از صاحب جواهر!

 عرب‌هایی که از اصحاب و حزب و نزدیکانِ صاحب جواهر بودند، توقّع نداشتند که صاحب جواهر برای مرجعیّتِ بعد از خودش کسی غیر از اصحابش را برگزیند، به‌ویژه که از غیر عرب باشد!

ولی صاحب جواهر وظیفه شرعی دید که

ادامه

سيدها! صبح دمید!

مرحوم حاج سید محمد علی میلانی در کتاب خاطرات خود می‌نویسد:

دو سال از رحلت پدرم آیت‌الله میلانی گذشته بود که توفیق زیارت اعتاب عالیات نصیبم گردید. در نجف اشرف، آیت‌الله خویی و آقازاده‌شان آقا سید جمال از این جانب ← ادامه

انفعال شاه در برابر آیت الله بروجردی!

به آقای بروجردی اطّلاع دادند که فردا قرار است مراسم آتش ‌بازی برگزار شود و شاه هم قرار است در آن مراسم شرکت کند.

آقای بروجردی خیلی ناراحت شد و حاج احمد (خادمِ خانه‌ زاد مرحوم آیةالل‍ه بروجردی و بزرگ‌  ← ادامه

 رؤیای میرزای نائینی!

«میرزای نایینی (رحمة الل‍ه تعالی علیه) می‌دونید مقام علمی‌شون چیه. بعد از این‌که از دنیا رفته بود، آقای خویی (خدا رحمتش کنه) ایشون به من گفت؛ گفت که: ده پونزده سال خواب کسی نیومده بود میرزا، یک طلبهٔ گلپایگانی بود ← ادامه

حاج آقا اسدالل‍ه روحانی بیدگلی و مسجد ابولؤلؤ!

امام صادق علیه السلام: امْتَحِنُوا شِیعَتَنَا عِنْدَ مَوَاقِیتِ الصَّلَوَاتِ كَیْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَیْهَا.» (بحار الأنوار، ج٦٥، ص۱٤۹)

شیعیانِ ما را در اوقات نماز آزمایش کنید تا ببینید چگونه بر آن مواظبت دارند

خدای رحمت کند مرحوم حاج آقا اسدالل‍ه روحانی را ← ادامه

همنوا شدن گلها و گیاهان و درختان با آخوند گزی!

همنوا شدن گلها و گیاهان و درختان با آخوند گزی!
یکی از بزرگان ما می‌گفت من استادی داشتم برای من نقل کرد که در مدرسه چهار باغ اصفهان درس می‌خواندم.
یک وقت نصف شب ساعت ۲ از اطاقم بیرون آمدم ← ادامه

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا