عبادت آسید صدرالدین صدر!
مرحوم سید حسن صدر در تکمله می گوید:
آسید صدرالدین، بکاء فوق العاده داشته است. به حرم حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ مشّرف شد و حضرت را زیارت کرد و بعد دعای ابوحمزه ثمالی را شروع کرد. «إلهی ← ادامه
مرحوم سید حسن صدر در تکمله می گوید:
آسید صدرالدین، بکاء فوق العاده داشته است. به حرم حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ مشّرف شد و حضرت را زیارت کرد و بعد دعای ابوحمزه ثمالی را شروع کرد. «إلهی ← ادامه
رفته بودم تهران برای دیدن حاج آقا مرتضی حائری که به منزل اخویشان حاج آقا مهدی وارد شده بود.
اخوی سید حسین حائری، به نام سید علی حائری معروف به شاه باغ هم آمدند.
ایشان میگفت: اخوی ما (سید حسین ← ادامه
آقای حاج ابوالفضل زنجانی از پدرش آقای حاج سیّد محمد زنجانی نقل میکرد که من خدمت میرزا رفتم.
میرزا مشغول نوشتن جواب استفتا بود. سیدی وارد شد و اظهار احتیاج کرد. میرزا توجهی نکرد. سیّد به میرزا پرخاش کرد که ← ادامه
از مطالبی که هم به جنبه عقلی و هم به جنبه دینی به مرحوم میرزای شیرازی مربوط میشود، این قضیه است:
به میرزا اطلاع میدهند که یکی از وکلای شما در سهم امام و امثال آن مراعات درستی نمیکند و ← ادامه
آمیرزا ابولمعالی که مربی اخلاقی آقای بروجردی و استاد ایشان هم بود، انسان فوقالعادهای بود.
بین خواص معروف بود که آمیرزا ابوالمعالی اگر بر پدرش ترجیح نداشت، از پدرش کمتر نبود. از نظر اخلاقی هم این جور بوده است. از ← ادامه
آنگونه که مجموعاً استفاده میشود، شاگردان درجه اول شیخ چهار نفر بودهاند: میرزای شیرازی، میرزای رشتی، آقا حسن نجم آبادی و آقا سید حسین کوهکمرهای.
نقل میکنند که آقا سید حسین کوهکمرهای هر روز قبل از درس شیخ، حوزه درس ← ادامه
به جرج جرداق صاحب کتاب (الامام علی صوة العدالة الانسانیة) گفتند: شما یک مسیحی هستی و خیلی هم مذهبی نیستی چه شد که در مورد حضرت علی ع کتاب نوشتی؟
به گریه افتاد و گفت مرحوم علامه امینی هنگامی که ← ادامه
آیتالله وحید_خراسانی، ۱۸ ذیالحجّة ۱۴۲۸:
مرحوم آسیدعبدالهادی شیرازی از اعلام مراجع نجف بود.
مردی بود که بعد از آقای بروجردی شد مرجع عام شیعه. با اینکه نابینا بود، در مجلس درسش، یک وقت من نگاه کردم دیدم پنج مجتهد مسلم ← ادامه
️ مرحوم فاضل بسطامی میگوید:
✨ در سنه هزار و دویست و پنجاه و یک اهل مشهد مقدس رضوی را «وبا» گرفته و اکثر مردم از مشهد مقدس فرار کرده به کوهپایجات رفته بودند.
من رو سیاه تبه روزگار از ← ادامه
مرحوم شیخ علی آزاد قزوینی می گوید :
پدر دامادم (سیدمحمد شبّر) ۵ دینار به من فطریه داد که به شیخ حسین حلی تحویل دهم. وقتی به خانه ایشان وارد شدم دیدم، یک چراغ فتیلهای را روشن کرده است و ← ادامه
آیت الله آقاى حاج سید نصرالله بنى صدر (ره) مى گفت:
شخصى پيش من آمد و گفت: من از فلانى طلبى داشتم و قبض رسيدش هم نزد من است. اكنون او وفات كرده و ورثه او طلب مرا نمى دهند. ← ادامه
آقای آشیخ بهاءالدین مهدوی هیدجی (م ۱۳۹۷ه) از علمای هدیج و زنجان، آدم با فضل و با کمالی بود. وی قبلاً ساکن هیدج بود و اواخر عمر به قم آمد و در قم وفات کرد. ایشان نقل می کرد:
من ← ادامه