انقلاب روحی مرحوم آشیخ عبدالله!

می فرمود:

در نجف اشرف هفته‌ای یکی دو شب درس تفسیرخصوصی داشتم.

در یکی از شبها قدری حماسی صحبت کردم.

آشیخ عبدالله ریزگی هم در درس شرکت داشت.

صبح روز بعد از آن که به مدرسه رفتم شیخ عبدالله را دیدم که چشمهایش مثل دو تا کاسه خون شده بود.

رفقایش به من گفتند وی پس از درس، بر اثر انقلاب روحی شبانه به وادی السلام یا مسجد کوفه(تردید از ناقلین) رفته بود و تا صبح در آن قبرستان مشغول به مناجات و تضرع بوده است.

روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله