همه یادداشت‌ها

انقلاب روحی مرحوم آشیخ عبدالله!

می فرمود:

در نجف اشرف هفته‌ای یکی دو شب درس تفسیرخصوصی داشتم.

در یکی از شبها قدری حماسی صحبت کردم.

آشیخ عبدالله ریزگی هم در درس شرکت داشت.

صبح روز بعد از آن که به مدرسه رفتم شیخ عبدالله را ← ادامه

ظرافت در نحوه برخورد با افراد!

آقای عباس‌نژاد:

یك وقتی در مشهد به باغی رفته بودیم.

مرحوم حاج آقا می‌خواست بایكی از افراد تنهایی صحبتهای خصوصی داشته باشد (صریحا به ما نفرمود از این جا بروید بلكه) به یك صورتی ما را تشویق به بازی كردن ← ادامه

چند تذکر حاج شیخ به بعضی از فرزندانشان!

۱-روزی به من فرمود: آقایی راجع به تو می‌گفت: خوب است موهای سرت كوتاهتر از این باشد.

۲- در دوران كودكی با ایشان به مغازه آقای احمد أقا روحبخش رفتیم حاج آقا ریسمانی خرید و فرمود:

من این ریسمان را ← ادامه

به در بگو دیوار بشنود!

مرحوم آقاجان معمولا هنگام عصر روزهای  گرم در حیاط منزل(چهارراه ابوطالب) می نشستند، و اگر میهمانی هم می آمد در همانجا می نشست.

روزی یکی از آقایان از شهرستانی به دیدن ایشان آمده بود.

بنده نیز در آن مجلس حضور ← ادامه

رفق و نرم‌خویی در ارشاد و هدایت افراد!

مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی در جهت تربیت و هدایت افراد، ارشاد و انتقاد وتذكر به آنان از روشهای خاصی استفاده می‌كرد و به حسب اختلاف روحیات و ظرفیتهای مردم با آنان به گونه های مختلف برخورد می‌كرد.

به ← ادامه

یخ می‌شکست و وضو می‌گرفت!

رسم آقاجان براین بود که در حوض وضو بگیرد.

حتی در زمستانهای بسیار سرد آن زمان قوچان و فاروج سحر که از خواب بیدار می‌شد، یخهای حوض را می‌شكست و وضو می‌گرفت! 

روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از

ادامه
Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا