همه یادداشت‌ها

پوشیدن لباس زمستانی در تابستان گرم نجف

گاهی در نجف اشرف وقتی لباس زیر ایشان کثیف می‌شد، لباس دیگری نداشت که بپوشد. لذا مجبور می‌شد در آن هوای گرم لباسهای زمستانی بپوشد. اما طوری راه می‌رفت که کسی به این امر پی نبرد. ناقل: مرحوم آسید ابراهیم علم الهدی از همدوره های مرحوم حاج شیخ در نجف و کربلا «روزنه‌ای به عبودیت …

پوشیدن لباس زمستانی در تابستان گرم نجف ادامه »

تنها مورد وسواسی

در عمرم هیچگاه دچار وسواس نشدم، مگر یک مورد و آن هم زمانی بود که کسی به من امانتی سپرده بود و من آن را در حجره گذاشته بودم. وقتی از حجره خارج می‌شدم و درب آن را قفل می‌کردم و می‌رفتم، گاهی در میان راه شک می‌کردم و چند بار برمی‌گشتم که ببینم آیا …

تنها مورد وسواسی ادامه »

فرار از پذیرایی منبری خراسانی

در زمان اقامت در نجف یکی از منبریهای مشهد هر ساله به نجف می‌آمده و بر یکی از طلاب مدرسه وارد می‌شده است و آن طلبه از او پذیرایی می‌کرده و کارهای او را انجام می‌داده است. در یکی از سفرها گفته بود می‌خواهم به حجره شیخ ذبیح الله بروم. پیشاپیش هم اسباب و اثاثیه‌اش …

فرار از پذیرایی منبری خراسانی ادامه »

اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ

اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها(نور 35)       یعنى چه؟ مثل نور خدا، -آن نورى كه مرحمت كرده به خاتم انبیاء صلّى الله علیه و آله و سلّم- نور را تشبیه مى‌كند به مشكاة، قلب پیغمبر اكرم را خدا تشبیه مى‌كند به مشكاة. مشكاة را مى‌دانید چیست؟ آن طاقچه‌هاى قدیمى كه پىسوز …

اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ادامه »

زندگی دشوار طلبگی را چگونه تحمل می‌کنید؟!

روزی در نجف اشرف در ایوان حجره‌ام در مدرسه قوام مشغول مطالعه بودم. شخص غریبه‌ای وارد مدرسه شد. مقداری در مدرسه قدم زد و اوضاع طلبه‌ها در مدرسه را مطالعه کرد. طلبه‌های مدرسه به ایشان احترام می‌کردند. اما هنگامی که از جلو ایوان حجره بنده رد شد سلام داد، بنده معمولی به ایشان جواب دادم. …

زندگی دشوار طلبگی را چگونه تحمل می‌کنید؟! ادامه »

شما از بازار آهنگرها وارد حوزه شدید

در ایامی که در نجف اشرف در مدرسه قوام مشغول تحصیل بودم تاجر محترم و خیّری از ایران آمده بود و طبق معمول یک عده خاصی از طلبه‌های درس نخوان تا کاظمین به استقبالش رفته بودند و بعد هم همیشه همراهیش می‌کردند. علی القاعده برخوردهای نامناسب شأن طلبگی هم داشتند. بر اثر معاشرت منحصر تاجر …

شما از بازار آهنگرها وارد حوزه شدید ادامه »

«محمد شمع جمع آفرینش»

و سراجا منیرا(الأحزاب 46) منیر یعنى نور دهنده، روشن كننده، تو{ ای پیامبر ما} چراغى هستى كه روشن مى‌كنى. «محمد شمع جمع آفرینش» آنها حامل نور مقدس علمند، علم، قدرت، حیات، اینها خودشان هم نورند، منّور به نور علمند، عین علم نیستند، علم عین ذات خداست، اینها علمشان را خدا داده، اینها عین علم نیستند، …

«محمد شمع جمع آفرینش» ادامه »

فرق اذن خدا با اراده او

وَ داعِياً إِلَى‏ اللَّهِ‏ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيرا  (الأحزاب 46) ما تو را فرستادیم كه مردم را دعوت به خدا بكنى، مردم را هدایت كنى و دعوت كنى به طرف خدا كه خداى خودشان را بشناسند و بپرستند. بِإِذْنِهِ، این دعوت كردن تو هم باید به اذن خدا باشد. معناى اذن چیست؟ یعنى پیغمبر اكرم …

فرق اذن خدا با اراده او ادامه »

اعتماد حاج آقا حسین قمی به شهادت ایشان

اعتماد حاج آقا حسین قمی به شهادت ایشان مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی شهادت حاج شیخ را به جای دو عادل در رؤیت هلال پذیرفت. ظاهرا این امر در رؤیت هلال بود که پیش از این گذشت. «روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه» خاطراتی از عالم ربانی مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی

همه طلبه‌ها توثیقش کردند

همه طلبه‌ها توثیقش کردند مرحوم حاج شیخ می‌فرمود: در ایام طلبگی در مشهد سالی هلال ماه را رؤیت کردم. برای شهادت نزد حاج آقا حسین قمی رفتم. ایشان راجع به من از طلبه‌ها تحقیق کرد. همه طلاب بالاتفاق مرا توثیق کردند. «روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه» خاطراتی از عالم ربانی مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی

آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله