شمس ولایت!
…مَثَل حضرت بقیة الله مَثَل شمسى است كه پشت ابر باشد فعلا، در روایت وقتى تعبیر مىشود به شمس یا در لسان بزرگان باید فهیمد چیست؟ لقلقهى زبان كه نیست.
آفتاب گاهى جلویش یك ابرى است، اما آن آفتاب باز ← ادامه
…مَثَل حضرت بقیة الله مَثَل شمسى است كه پشت ابر باشد فعلا، در روایت وقتى تعبیر مىشود به شمس یا در لسان بزرگان باید فهیمد چیست؟ لقلقهى زبان كه نیست.
آفتاب گاهى جلویش یك ابرى است، اما آن آفتاب باز ← ادامه
این انوار مقدسه {ائمه علیهم السلام} روح مقدس اینها حامل علم است و قدرت است و حیات ـاین سه تا را حالا فعلا بگیریم- روحشان! آن وقت بدنشان هم سنخیت با روح دارد، آن را هم باز عرض مىكنم چطورى ← ادامه
العقل ماعبد الرحمن و اكتسب به الجنان.
در مقام معرفى عقل روایات متعدده به عبارات مختلف وارد شده است. آن شب عرض كردم كسى كه به لسان ائمّه آشنا باشد، فقیه باشد، اگر اختلافى در روایات بود آنها را ← ادامه
روح نسبت به بدن و اعضا و جوارح ولایت تكوینى دارد، یعنى چه؟
یعنى خداوند تبارك و تعالى روح را وارد بر این بدن كرده، و این اعضا و جوارح را نرم كرده براى روح، منقاد قرار داده، سَخَّرَ، خداوند ← ادامه
… انشاء الله تبارك و تعالى سعى كنید كه از آن علمى كه بحث مىكنیم، یك خوردهاى به ما مرحمت كنند، حرف زدن زیاد فایده ندارد، والله، بالله! یاد گرفتن تنها كافى نیست، البته باید انسان یاد بگیرد، اما براى ← ادامه
یا أیها النبى إنا أرسلناك شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا إلى الله بأذنه و سراجا منیرا،
یك كلمهاى عرض كنم به خدمت شما كه فارسى است، أحسن كلمة قالتها العجم این كلمه است: «محمد شمع جمع آفرینش» ← ادامه
تكّدى و گدائى كه مىدانید ذلت است و مذموم است، و حالا اگر حرام نباشد كار خوبى نیست .
در بعضى از روایات دارد: «إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- فَوَّضَ إِلَى الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ كُلَّهَا، وَ لَمْ يُفَوِّضْ إِلَيْهِ أَنْ ← ادامه
عرض كردم فرمایش امام، صحبت روزنامه نباشد كه از این گوش بیاید و از آن گوش برود، علم زبانى باشد! اینها واقع را خبر مىدهند، اینها خلفاى الهى هستند، نمایندهى خدا هستند، آنچه بفرمایند از طرف خداست، در عین این ← ادامه
فرق بین آدم عاقل و غیر عاقل این است:
شخص عاقل به چیزى كه از او مىگیرند علاقه پیدا نمىكند.
منى كه مىدانم این عبا از من گرفته مىشود، یا خودم را جلوتر را مىبرند، یا این زودتر مىپوسد، یا ← ادامه
آدم تا چیزى را نشناسد، معرفت پیدا نكند، علاقه پیدا نكند دنبالش نمىرود !
حالا این كلمه هم یادم آمد، این را بدانید كه انسان به هر چه علاقه پیدا كرد هى محبت او بیشتر پیدا مىشود، هر چه توجه ← ادامه
یك تقسیم دیگر براى علم این است علم یا موهبتى و لدنّى است یا اكتسابى است..
علم اكتسابى همین است كه انسان مىرود تعلم مىكند، یاد مىگیرد، پهلوى استاد مىرود، در هر فنى از فنون، در هر علمى از علوم. ← ادامه
چند مطلبى در نظر بود صحبت بشود، البته مطالب به طور قبض و بسط بحث مىشود، قبض و بسط یعنى چه؟
یعنى گاهى سربسته بحث مىشود، بعد باز در جلسه دیگر، جلسات بعد مبسوطتر بحث مىشود، ترتیبش هم همین طوراست، ← ادامه