فروتنی فتحعلی شاه در برابر میرزای قمی!
رابطه میرزای قمی با فتحعلی شاه خوب بود. فتحعلی شاه مقلِّد میرزا بود و خیلی در مقابل میرزا اظهار کوچکی میکرد.
معروف است میرزا به فتحعلی شاه گفته بود: من به تو محبت داشتم ولی خدا را شکر میکنم که ← ادامه
رابطه میرزای قمی با فتحعلی شاه خوب بود. فتحعلی شاه مقلِّد میرزا بود و خیلی در مقابل میرزا اظهار کوچکی میکرد.
معروف است میرزا به فتحعلی شاه گفته بود: من به تو محبت داشتم ولی خدا را شکر میکنم که ← ادامه
از حاج میرزا فخر الدین جزایری شنیدم:
وقتی آقا محمد خان مطلّع شد که آقا محمد علی در کرمانشاه صوفی کشی میکند، دستور داد وی را محترمانه به تهران بیاورند. چون برای سلاطین قابل قبول نبود که در قلمرو حکومتشان ← ادامه
شیخ حسن کاشف الغطاء برادر کوچکتر شیخ علی بود. شیخ علی نیز با صاحب جواهر معاصر و از جهت زمان قدری بر وی مقدّم بود. وی استاد فقه شیخ انصاری هم بود.
پس از وفات شیخ موسی (پسر ارشد شیخ ← ادامه
✳ «آقای سیّد محمّد شبّر که امامجماعتِ حسینیّهٔ آیةالله سیّد ابوالحسن اصفهانی – قده – [در خانقین، و ضمناً پدرِ دامادم سیّد کاظم شبّر] بود، مرا دعوت میکرد [که] در ماه مبارک رمضان، آنجا منبر میرفتم.
▫️ یک سال بعد ← ادامه
🔹 «آقای سیّد محمّد فرزند حاج آقا عزّالدّين زنجانی از پدرش و او ظاهراً از پدرش مرحوم امامجمعه نقل میکرد که: انگلیس، این آقا جواد [زنجانی؛ عموی مرحوم روزبه] را به یکی از مناطق مستعمرهٔ خود [= شهر سمرپور هند] ← ادامه
🔹 این قضیّه را آیةالله شبیری زنجانی از فرزند آیةالله سیّد جمال گلپایگانی – مرحوم آقا سیّد علی – شنیده و نقل فرموده است:
🔸 بعد از رحلت ایشان [= سیّد جمال]، من شبی ایشان را در خواب دیدم و ← ادامه
شیخ العراقین بسیار متشرع و محکم و از نظر علمی ملای درجه اول بود. وی در منصب قضا هرگز تحت تأثیر شخصیت و مقام دنیوی افراد قرار نمیگرفت. امیرکبیر، شیخ العراقین را وصی خودش قرار داد. وقتی امیرکبیر کشته شد، ← ادامه
از مرحوم آیةالله حاج شیخ حسین حلّی نقل شده است:
در یکی از سالها در شب نهم ربیع الأوّل از طرف شخصی به منزلاش دعوت شدم. من هم اجابت کردم و رفتم. جمعیّت قابل توجّهی نشسته بودند، امّا من هیچکدام ← ادامه
این قضیه را از آقای مروارید شنیدم:
سه مجلس روضة مهم در سامرا برگزار میشد: یکی در منزل میرزای شیرازی، یکی در منزل حاج میرزا حسین نوری و یکی هم در منزل شیخ حسنعلی تهرانی.
درباره روضه منزل میرزا میگفت: ← ادامه
آقای شربیانی – نوادة فاضل شربیانی – نقل میکرد: یک وقت حاج شیخ فضل الله نوری از راه جبل به مکّه مشرف میشود و متوجه میشود راه جبل خطرناک است و رفتن حاجیها از آن راه صلاح نیست و کشتن ← ادامه
«پارسال خدا یک توفیق به من داد. من خیلی شرمنده خدا هستم، خیلی زیاد. من یک وقتی فکرش را کردم، دیدم خدا بیش از سهم من چیزی به من داده. اینقدر سهم ما نمیشد. به جهتی که من پارسال ۱۰ ← ادامه