نکته هایی از زندگانی بزرگان
اعجوبهای به نام شیخ محمدجواد بلاغی!
آیا میدانید که امام [شیخ محمدجواد] بلاغی به بغداد رفت و منزلی را در محله یهودیان کرایه کرد و درباره زبانشان [یعنی زبان عبری] از فرزندان آنان میپرسید.
تا آنجا که آن را به خوبی فرا گرفت
و پس از
درخواست قابلیت خوب شدن!
با یکی از بزرگان نجف از مسجد سهله به طرف نجف برمی گشتیم.
ایشان به من فرمود: برو بالاسر امیرالمومنین و بگو!
خدا!اگر تا بحال در من قابلیت خوب شدن نبوده از آلان خودت این لیاقت را به من بده!(انک ← ادامه
بهترین و زیبا ترین دعا!
یک وقتی در صحرای عرفات حالم متغیر شد گفتم:
خدایا! من بلد نیستم از تو چه بخواهم تو را به حق امام عصر به من یاد بده که از تو چه بخواهم؟!
خدا شاهد است که بلافاصله این دعا و ← ادامه
برخورد زشت پیروان مکتب سقیفه با مرحوم سلطان الواعظین!
مرحوم سلطان الواعظین شیرازی خاطرهای را در مورد برخورد بعضی از علمای متعصب اهلسنت بیان میكند و نشان میدهد كه چگونه توانسته است با بیان بلیغ خود از خود و مذهب اهلبیت علیهمالسلام دفاع کند.
ایشان نقل میكنند:
🍃 «در ← ادامه
جریان عجیب میرداماد!
📚داستان معنوی واقعی میرداماد
شاه عباس صفوی درشهراصفهان ازهمسرخود سخت عصبانی شده وخشمگین میشود، درپی غضب اودخترش ازخانه خارج شده و شب برنمیگردد.
خبربازنگشتن دخترکه به شاه میرسدبرناموس خودكه اززیبائی خیره كنندهای بهره داشت سخت به وحشت میافتد،
ماموران تجسّس ← ادامه
وساطت حضرت معصومه علیها السلام!
مرحوم آقای مروارید نقل می کرد:
شیخ حسنعلی تهرانی برادری داشت که برای اعیان و اشراف و سلاطین خیاطی می کرد و چون پول های آنها مشتبه بود، قهراً مال شبهه ناک در اموال وی وارد می شد.
وی در
به خاطر من آمده است نه به خاطر روضه!
حاج میرزا مهدی زنجانی هم خانواده اش بیت محترمی بود و هم خودش آدم بزرگوار و محتاطی بود.
از بعضی از منبری ها شنیدم: موقوفه ای برای روضه خوانی بود که تولیتش با وی بود.
گاهی اوقات حاج میرزا مهدی
کثیر البرات!
از مرحوم حاج آقای والد شنیدم: در زنجان شخصی به نام شیخ هبة الله که خیلی هنرمند، شیرین و صاحب نوادر بود.[۱] روزی خدمت آخوند ملاقربانعلی می رود
(آن وقت ها رسم بود که به اشخاص، برات هایی حواله
دو نکته در زندگی آسید ابوالحسن اصفهانی!
آقای آسید ابوالحسن اصفهانی ویژگی های ممتازی داشت، از جمله این که در قضاء حوائج مردم خیلی ساعی بود.
شنیدم به کسی وعده داده بود پولی به او بدهد. همان موقعی که پسرش را کشته بودند و مشغول تشییع جنازه
عفو و گذشت بهت آور!
حاج شیخ مرتضی آشتیانی شخص اوّل تهران بود.
به نظرم از آسید فرج الله فقیهی اصفهانی شنیدم: نماز حاج شیخ مرتضی به قدری شلوغ می شد که برای مأمومینی که دیر می آمدند، جا پیدا نمی شد.
یکی از اشراف
دو کتاب مهم در علم اصول!
اگر طلبه ای با استعداد باشد، به نظرم با ملاحظة دو کتاب، عمدة اصول را یاد می گیرد:
یکی کفایه آخوند و دیگری دُرر الأصول مرحوم حاج شیخ، چون دو سبک اصول است. حاج شیخ در دُرر الأصول از اصول