اجرای عقد ازدواج به زبان ترکی!
🔹از مرحوم حاج آقای والد شنیدم: آقای حجت نقل می کرد در تبریز قرار شد من و آقای انگجی عقدی بخوانیم.
آقای انگجی از نظر سن و طبقه بر آقای حجت مقدم بود. طرف ایجاب آقای انگجی و طرف قبول ← ادامه
🔹از مرحوم حاج آقای والد شنیدم: آقای حجت نقل می کرد در تبریز قرار شد من و آقای انگجی عقدی بخوانیم.
آقای انگجی از نظر سن و طبقه بر آقای حجت مقدم بود. طرف ایجاب آقای انگجی و طرف قبول ← ادامه
آقای آسید محمدعلی سبط (ساکن تهران) درباره آشیخ محمدرضا(م ۱۳۵۲) خیلی اعجاب می کرد و می گفت: ایشان خیلی فوق العاده بود.
مرحوم آقای سبط سرعت انتقال و ذکاء ممتازی داشت. من از نزدیک ایشان را دیده بود. ایشان خیلی
آقای میرزا مهدی ولایی از فضلاء قدیمی که در کتابخانه آستان قدس شاغل بود نقل می کرد:
زمانی که آقای حاج شیخ ابوالقاسم قمی کبیر به نجف مشرف شد، در ضمن سخنانش گفت:
الآن وضع شما طلبه ها خیلی اعیانی
…با این كه به نظر میآید كه وصیت نامه آیت الله فقید، مطالب تازه و جالبی داشته باشد ولی بعد از اینكه ایشان وصایای خود را فرمودند تنها یك نكته جالب در وصیتنامه ایشان بود كه حقا حاكی از خلوص ← ادامه
“یكی از زُهّاد بسیار معروف عصر ما كه واقعاً مرد متقی و پرهیزكاری بوده و فقیه عالمی هم بوده مرحوم آقا شیخ علی زاهد قمی است كه در نجف بوده است.
ایشان یك تعصب و تصلّبی داشت [در عدم استفاده ← ادامه
درباره اخلاق حاج شیخ، آقای داماد به نظرم از آقای آسید محمد بهبهانی نقل کرد که در زمان مرجعیت عام آقای حاج شیخ، مرحوم بهبهانی مهمان وی شد.
وقتی مرحوم بهبهانی احتیاج به تطهیر پیدا می کند، آقای حاج شیخ
شخصی وصیت کرده بود مبلغی در حدود ده هزار دینار به مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حایری[مؤسس حوزه علمیه قم] بدهند.
یکی از مریدهای مرحوم آقای نائینی به آقای حاج شیخ نامه نوشت که اجازه می دهید ما این پول
من فقط یک بار سردار کابلی قدّس سرّه را در اواخر عمرش در منزل آقای بروجردی زیارت کردم.
شیخی بود با عمامه ای کوچک و خیلی نورانی. هر کس وی را می دید متوجه می شد وی اهل معناست.
پدرش
مرحوم آیه الله العظمی سید محسن حکیم قدس سره که مرجع شیعیان و زعیم حوزه علمیه نجف بود، در سفری که به عربستان داشت، در جلسه ای با بن باز مفتی آن روز آن کشور (که نابینا بود) مواجه شد.← ادامه
آیت الله آقای آسید ابوالحسن اصلاً به حجّ مشرف نشد.
شنیدم درباره علتش می فرموده:
اگر مشرف شوم، باید بتوانم قبور ائمّه بقیع علیهم السلام را احیا کنم و اگر نتوانم این کار را انجام دهم، ضربه بزرگی به تشیع
به تازگی در میان کتاب های مرحوم والد اجازه اجتهاد آسید ابوالحسن اصفهانی به ایشان پیدا شد و من آن را اصلاً ندیده بودم، چون مرحوم حاج آقا اهل اجازه گرفتن از اشخاص نبود. حتّی وقتی آقی حاج شیخ می
از علمای کاشان که در دوره ما بودند و ما دیدم مرحوم آمیرسید علی یثربی بود.
ایشان از شاگردان معروف و درجه اول آقا ضیاء عراقی بود. در قم هم در درس آقای حاج شیخ اشکال می کرد. قبل از