گناه عامل غم و سرافکندگی!
مرحوم حاج شیخ احمد کافی: (برگرفته از سخنرانیهای ایشان)
شنیده بودم پیرمردی در اطراف نیاسر کاشان در روستایی به نام “تجر “زندگی می کند که عمر زیادی دارد.
با بعضی از رفقا برای دیدن او رفتیم، نامش محمد عرب ← ادامه
مرحوم حاج شیخ احمد کافی: (برگرفته از سخنرانیهای ایشان)
شنیده بودم پیرمردی در اطراف نیاسر کاشان در روستایی به نام “تجر “زندگی می کند که عمر زیادی دارد.
با بعضی از رفقا برای دیدن او رفتیم، نامش محمد عرب ← ادامه
مرحوم حاج شیخ احمد کافی! (برگرفته از سخنرانیهای ایشان)
سال اولی که مشرف شدم به کربلا نذر کردم که اگر موفق شدم به تحصیل علوم دینی در نجف اشرف هر شب جمعه برای زیارت سید الشهدا علیه السلام به کربلا ← ادامه
حاج صادق آقا ذبیحی:
حدود سال ۵۵ شمسی مرحوم آقاجان برای عمل جراحی چشم به شیراز رفتند.
این سفر که حدود یک ماه طول کشید همراه با خاطراتی بود.
ایشان در اواخر عمرشان به من گفتند:
آن دکتر جراح عملش ← ادامه
مرحوم شیخ احمد کافی: (بر گرفته از سخنرانیهای ایشان)
مردم! قدر چهارتا آخوند متدین را بدانید!
اگر قدر آنها را ندانستید دچار آخوندهای اوقافی خواهید شد که آنها نه دین برای شما خواهند گذاشت و نه دنیا!
آیت الله آقای آسید ابوالحسن اصلاً به حجّ مشرف نشد.
شنیدم درباره علتش می فرموده:
اگر مشرف شوم، باید بتوانم قبور ائمّه بقیع علیهم السلام را احیا کنم و اگر نتوانم این کار را انجام دهم، ضربه بزرگی به تشیع
به تازگی در میان کتاب های مرحوم والد اجازه اجتهاد آسید ابوالحسن اصفهانی به ایشان پیدا شد و من آن را اصلاً ندیده بودم، چون مرحوم حاج آقا اهل اجازه گرفتن از اشخاص نبود. حتّی وقتی آقی حاج شیخ می
از علمای کاشان که در دوره ما بودند و ما دیدم مرحوم آمیرسید علی یثربی بود.
ایشان از شاگردان معروف و درجه اول آقا ضیاء عراقی بود. در قم هم در درس آقای حاج شیخ اشکال می کرد. قبل از
گاهی باید کسر و انکسار را در ملاکات احکام در نظر گرفت و مصلحت اهمّ را بر مهمّ مقدّم کرد. گاهی مؤمنی خودش را در معرض توهین قرار می دهد برای یک مصلحت اهمّ.
از آقای حاج آقا مرتضی حائری شنیدم می فرمود:
پدرم(مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری) اواخر به آقای آسید صدرالدین صدر گفت: الآن برای من سخت است که برای نماز جماعت بیایم، شما به جای من نماز جماعت بخوانید.[۱] آقای صدر ← ادامه
مرحوم آسید صدر الدین صدر شخصیت بسیار بزرگی بود.
اگر ایشان نبود، به حسب ظاهر حوزه علمیه قم نبود. ایشان تلاش کرد و آقای بروجردی را آورد و آقایان دیگر را در این جهت همراه کرد.
وضع حوزه قم به
آیت الله سید محمد هادی میلانی قدّس سرّه
وقتی مشهد بودم، یک روز عید به دیدن آقای میلانی رفتم، ایشان فرمود: شب اینجا تشریف بیاورید تا درباره یک فرع فقهی در باب حج مذاکره کنیم. عرض کردم: به چشم.
شب ← ادامه
آقای حاج آقا مرتضی حائری نقل می کرد:
حاج آقا حسین برقعی از شاگردهای آقای آشیخ محمدعلی اراکی به من گفت: وضع مالی آقای اراکی خیلی بد است. شما برای ایشان فکری بکنید.
من خدمت آقای بروجردی رفتم. جمعی آنجا