برخورد آیت الله بروجرودی با تیمور بختیار!
سپهبد تیمور بختیار رئیس ساواک بود و خیلی قدرت داشت به گونه ای که شاه از خوف این که او به سلطنت برسد، او را ترور کرد.
در ایوان منزل آقای بروجردی ستونی بود که ایشان به آن تکیه می ← ادامه
سپهبد تیمور بختیار رئیس ساواک بود و خیلی قدرت داشت به گونه ای که شاه از خوف این که او به سلطنت برسد، او را ترور کرد.
در ایوان منزل آقای بروجردی ستونی بود که ایشان به آن تکیه می ← ادامه
اوایل طلبگی من بود. سیل بسیار غلیظ و گل آلودی در قم آمده بود.
طلبه ای به من گفت که این آب، مطلق است یا مضاف؟ من گفتم همین سؤال تو شاهد است بر این که آب مطلق است!
بعداً ← ادامه
مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین با شیخ سلیم بشری – شیخ الأزهر – درباره شیعه بحث داشته و به سؤالات او درباره تشیع پاسخ داده بود.
این نوشته ها در ماجرای جنگ بین فرانسوی ها و مسلمانان در لبنان از ← ادامه
در قم مرحوم والد با آقای آسید صدرالدین صدر مباحثه داشت:
مدّتی تحشیه رساله فارسی آقای حاج شیخ، بعد تحشیه وسیله النجاه آقای آسید ابوالحسن اصفهانی و بعد هم تحشیه عروه. عمده مباحثات در منزل حاج آقای والد برگزار می ← ادامه
شیخ آقا بزرگ در نقباء البشر [۱]به تفصیل شرح حال سردار کابلی و تألیفات وی را ذکر کرده است.
شیخ آقا بزرگ با سردار رفیق بود و گاهی در کرمانشاه به منزل سردار وارد می شد. از جمله کتاب هایی ← ادامه
در ایامی که در تبریز مهمان مرحوم حاج میرزا عبدالله مجتهدی بودم، یک روز به ایشان عرض کردم: دلم می خواهد شهریار را ببینم.
پدر شهریار آمیرآقا، سیدی بود از اصحاب حاج میرزا حسن آقا مجتهد – جدّ آقای حاج ← ادامه
آسید موسى زرآبادى و عدّهاى از شاگردانش با فلسفه کاملاً آشنا بودند، لکن ضدّ فلسفه شدند. اینها چون انسانهاى زاهد، صالح و وارستهاى بودند، تا سالیان طولانى جوّ مشهد را مخالف فلسفه نگه داشتند.
مرحوم آقاى میرزا ابوالحسن حافظیان مى ← ادامه
نه تنها میرزا مهدی اصفهانی و سید موسی زرآبادی بلکه امثال آقای خمینی که فلسفه را قبول داشتند، فلسفه را برای فهم فقه مضرّ می دانستند.
عقیده اینجانب نیز همین است.
مرحوم والد که با آقای خمینی هم بحث بود، ← ادامه
مرحوم حاج آقا رضا زنجانی می گفت:
اخیراً من دارم با روضه خوان ها آشتی می کنم. روضه خوان ها به همه خانه ها رفته اند و سبب شده اند که دین در همه جای کشور منتشر شود و اگر ← ادامه
در سال ۱۲۸۷ ناصرالدین شاه با عنوان سلطنت به عتبات عالیات مى رود. او بارها مى خواست به عتبات برود، ولى عثمانیها نمى خواستند که با عنوان سلطنت بیاید، بلکه مى گفتند به صورت عادى بیاید.
تا این که میرزا ← ادامه
یکى از مطالبى که از مرحوم حاج میرزا فخرالدین جزایرى شنیدم، این بود که نادر شاه در جلسه اى مسأله تقریب را به همان صورتى که خودش قائل بود، مطرح کرد.
صدر الصدور مخالفت کرد. نادر دستور داد که در ← ادامه
محقّق کرکى دو بار به ایران آمده است: یک بار در زمان شاه اسماعیل و بار دیگر در زمان شاه طهماسب، و مدّتى ماند.
گمان مى کنم در زمان شاه اسماعیل به هرات رفته بود. در آن موقع شاه اسماعیل ← ادامه