هركی هركی!

یک وقتی یكی از روحانیون قوچان(ظاهرا آقای همتی)به منزل ما آمده بود.

از او پرسیدم چكار می كنی؟

گفت: حاج آقا! دیدم هركی هركی است، لذا هم منبر می روم و هم نماز جماعت می  خو انم!

“روزنه‌ای به

← ادامه

کار خدا!

شخصی بود می گفت:

خدا یك مقداری پول و ثروت دارد از این می گیرد به آن می  دهد و… و همه را هم با آن خوشحال می  کند!

“روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم ← ادامه

حالت دستها در قنوت!

در قنوت دستهایمان را كاملا صاف( افقی) زیر آسمان می گیریم، كه اگر بناشد از آسمان نخود و كشمش برای ما ریخته شود در دستها یمان قرار بگیرد و از كنار وگوشه به زمین نریزد!

“روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی

← ادامه

دل یا ده؟!

دل بعضی از مردم دل نیست .

بلكه ده است، دهی پر از چهار پا و خر و گاو!

“روزنه‌ای به عبودیت فقیهانه” خاطراتی از عالم ربانی، مرحوم حاج شیخ ذبیح الله قوچانی

طلبه یا بطله!

به صورت مزاح(و در واقع به قصد نصیحت) می فرمود:

بعضی طلبه هستند و بعضی بطله یا گربه دله”!

(یعنی به جای درس خواندن  وقتشان را به بطالت می گذرانند، مثل این که در شب تحصیل از این اطاق مدرسه ← ادامه

Clicky آیا می خواهید از آخرین مطالب با خبر شوید؟ ... خیر بله
پیمایش به بالا