بدبخت حقیقی کسی است که…!
مرحوم حاج شیخ عباس قمی:
در آخر هر روز از روزهای ماه مبارک رمضان در وقت إفطار حقّ تعالی هزار هزار کَس را از آتش جهنّم آزاد میکند ، و چون شب جمعه و روز جمعه میشود در هر ساعتی ← ادامه
مرحوم حاج شیخ عباس قمی:
در آخر هر روز از روزهای ماه مبارک رمضان در وقت إفطار حقّ تعالی هزار هزار کَس را از آتش جهنّم آزاد میکند ، و چون شب جمعه و روز جمعه میشود در هر ساعتی ← ادامه
إمام مجتبى عليه السّلام:
إنَّ اللهَ جَعَلَ شَهرَ رَمضانَ مِضماراً لِخَلقِهِ فَيستَبِقونَ فيهِ بِطاعَتِهِ إلى مَرضاتِهِ.
همانا خداوند ماه مبارک رمضان را ميدان مسابقه اى براى بندگان خود قرار داده تا براى به دست آوردن خشنودى او ، به وسیله ← ادامه
همنوا شدن گلها و گیاهان و درختان با آخوند گزی!
یکی از بزرگان ما میگفت من استادی داشتم برای من نقل کرد که در مدرسه چهار باغ اصفهان درس میخواندم.
یک وقت نصف شب ساعت ۲ از اطاقم بیرون آمدم ← ادامه
به یونس بن عبد الرّحمن (از برزگان أصحاب امام رضا علیه السلام) گفتند عده زیادی از مردم تو را مذمّت میکنند و از تو به زشتی یاد می نمايند.
یونس گفت شما شاهد باشید، هر کسی که در مورد ← ادامه
«در منبر از روش هیچ کس تقلید نکردم و فقط با نهایت سادگی و صراحت بیان، بدون پیرایه سعی میکنم آنچه به نظرم برای مردم مفید میآید بگویم. منبر خود را آلت دست هیچ کس و وسیلهٔ اجرای هیچ غرضی ← ادامه
سروده حاج شیخ عبدالرحمن محمدی
آمد به جهان پادشه عالم امکان / در نیمهٔ شعبان
محکم شد از او شرع نبی، مذهب [و] ایمان / در نیمهٔ شعبان
آن وارث پیغمبر و زهرا و ائمّه / آن حامی اُمّه
آن ← ادامه
«در آن زمان، یکی از فرزندان مرحوم آخوند ملّا محمّدکاظم خراسانی به نام حاج میرزا محمّد، معروف به آقازاده، مقیم مشهد بود و عالمی بسیار متعیّن و متنفّذ بود. مرحوم آقازاده، که در رتق و فتق امور وارد بود، نوکران ← ادامه
«هنگامی که مشروطه به پا شد، مرحوم آخوند ملّا محمّدکاظم خراسانی، که در کار مشروطه وارد شده بود، در جمله احکامی که برای همهٔ شاگردانش که علمای ولایات ایران بودند صادر کرده بود، حکمی هم به مرحوم حاج شیخ علیاکبر ← ادامه
«یکی از همراهان حاج آخوند {ملا عباس تربتی در سفر حجّ}، که جزو همخرجها نبوده [و] فقط همراه در مَرکب بوده است، مقداری تریاک با خودش داشته و دیگران بهکلّی بیخبر بودهاند. در بندر سوئز که سوار ترن شده بودند ← ادامه
«در سالهای جنگ بینالملل اوّل (۱۲۹۷ – ۱۲۹۳ هجری شمسی) سختیهای زیاد در همۀ ایران پیش آمد، و از آن جمله در شهر ما نیز؛ مانند وبا و آنفلوآنزا (که میگفتند: مشمشه) و قحطی و تیفوئید و تیفوس. در خانهٔ ← ادامه
مقابلهٔ حاجآخوند با تکفیرهای بیاساسِ فقها
«در آن زمان، در شهر ما و دیگر شهرها ادارهای بود به نام “ادارهٔ تحدید برای خرید و فروش تریاک”. یکی از علمای دینی شهر ما، که مردی محترم و نسبتاً عالم و باهوش ← ادامه
توصیهٔ پدرانهٔ حاج آخوند ملّا عبّاس تربتی به فرزندش مرحوم استاد حسینعلی راشد:
«دیگر از یادگارهای روزگار جوانیام این است که در همسایگی ما خانوادهای تهرانی اقامت داشتند که دارای پسران و دختران زیبا بودند و من به حکم کودکی ← ادامه