همه جا بروم به بهانه تو!
همه جا بروم به بهانه تو
که مگر برسم در خانه تو
همه جا دنبال تو می گردم
که تویی درمان همه دردم
یا ابا صالح مددی مولا
نشوم به جز از تو گدای کسی
بی ولای تو من نکشم ← ادامه
همه جا بروم به بهانه تو
که مگر برسم در خانه تو
همه جا دنبال تو می گردم
که تویی درمان همه دردم
یا ابا صالح مددی مولا
نشوم به جز از تو گدای کسی
بی ولای تو من نکشم ← ادامه
آن ساعتی خوش است که مستانه بگذرد
یعنی به زیر منّت پیمانه بگذرد
روزیِّ ما به دست کریمان آشناست
کفر است پای سفرۀ بیگانه بگذرد
سوگند میخوریم که ما گنج میشویم
یک شب اگر که شاه ز ویرانه بگذرد
خدمتگذار ← ادامه
ای شهیدِ عدلِ خود در بیتِ داور، یا علی
ای غمت از ریگِ صحراها فزونتر، یا علی
مردِ بدر و مردِ خیبر، مردِ احزاب و اُحُد
از چه بستی چشم و افتادی به بستر، یا علی؟
سفرهها خالی زِ نان ← ادامه
گفتمش نقـاش را نقشـی بکش از زنــدگی
با قلــم نقش حبـابـی بر لب دریــا کشیـد
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا
تک درختـی در بیابــان یکه و تنهـا کشیـد
گفتمش نامردمـان این زمـان را نقش کن
عکس یک خنجر ← ادامه
هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
به نیروی شخصی برآید ز جای
و گر همچنان روزگاری هلی
به گردونش از بیخ بر نگسلی
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان
در اصل هجران تشنگی و وصل باران است
حسی که من دارم همان حس بیابان است
نزدیکی و دوری ملاک وصل و هجران نیست
“راضی “ست او وصل است ؛ ” ناراضی ” ست هجران است
بازار ما گرم است ← ادامه
ما همانیم که از عشق تو غفلت کردیم
با همه آدمیان غیر تو خلوت کردیم
جای خالی تو را هیچکس احساس نکرد
به گمانم که به دوری تو عادت کردیم
جمکران هم که رسیدیم ,به جای ندبه
فقط از حاجت ← ادامه
✍🏻 اثر طبع: ملّا مهرعلی فدوی (م ۱۲۶۹ ه ق)
🔹 ها عليٌّ بشرٌ کیف بشر؟
ربُّـه فیـه تجـلّیٰ و ظهـر
🔸 هو و المبدأُ شمسٌ و ضیاء
هو و الواجبُ نورٌ و قمر
🔹 ما هو الله و لکن ← ادامه
يکي پرسيد از آن گم کرده فرزند